تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .
10%

جرم انتقال مال غیر در رویه دادگاه‌ها

معرفی جرم انتقال مال غیر
در تعریف جرم، ماده دوم قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می‌شود» یکی از این رفتارهای مجرمانه «انتقال مال غیر» می‌باشد که در عالم خارج بیشتر به نام «فروش مال غیر» مشهور است.
جرم انتقال مال غیر یکی از صور خاص جرم کلاهبرداری محسوب می‌شود و هدف از جرم انگاری آن، حمایت از اموال و دارایی اشخاص و محترم شمردن آن‌ها بوده که در عالم حقوق، این جرم در دسته‌بندی جرائم علیه اموال قرار می‌گیرد. قبل از بررسی ارکان تشکیل دهنده جرم «انتقال مال غیر» به تعریف و تشریح جرم می‌پردازیم.
هرچند مقنن جرم انتقال مال غیر را صریحاً تعریف نکرده است لیکن به جهت تصریح قانون انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸ و ماده ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ جمهور حقوقدانان در تعریف این جرم متفق‌القول بوده و معتقدند که «انتقال یا ایجاد تعهد نسبت به مال دیگری بدون مجوز قانونی یا قراردادی به همراه سوءنیت» می‌تواند تعریفی جامع از این جرم باشد.
بر اساس این تعریف، رفتار مجرمانه این جرم «انتقال» می‌باشد و موضوع جرم «مال» به صورت کلی اعم از منقول و غیرمنقول را شامل می‌شود. شرایطی چون «تعلق مال به غیر، قصد اضرار و بدون وجود مجوز قانونی» از اوصاف و لوازم جرم محسوب می‌شود که در مبحث بعدی به تفصیل در مورد آن‌ها به بحث خواهیم نشست.

مبحث دوم: ارکان جرم انتقال مال غیر
برای تحقق هر جرمی احراز سه رکن قانونی، مادی و معنوی لازم و ضروری است و در صورت نبود هریک از این ارکان باید تحقق جرم را منتفی دانست، مگر این‌که مقنن خلاف این اصل را شرط کند.
البته به یاد داشته باشیم که دو رکن مادی و معنوی منشعب از رکن قانونی است؛ چرا که قانون‌گذار شرایط مادی و معنوی برای تحقق جرم را در عنصر قانونی گنجانده و جرم‌انگاری می‌کند، اما به جهت احترام به روش کلاسیک، ارکان جرم را به سه عنصر قانونی، مادی و معنوی تقسیم و توضیحات خود را بر این اساس بیان می‌داریم.
گفتار اول: عنصر قانونی جرم انتقال مال غیر
اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضاء می‌کند که قانونگذار تمامی اعمال و رفتار مجرمانه را مشخص و مجازات آن‌ها را صریحاً اعلام نماید تا حد امکان از اعمال سلیقه در تبیین و تشریح عنوان مجرمانه جلوگیری کند و از سوی دیگر شهروندان یک جامعه از اعمال و رفتار مخالف قانون مطلع شوند چرا که مطابق قاعده «قبح عقاب بلابیان» و آیات شریفه قران کریم، اعمال مجازات بدون اعلام قبلی قبح و زشت شمرده شده و فرض بر مباح و قانونی بودن تمامی اعمال و رفتار جامعه است. بنابراین هر عنوان مجرمانه‌ای باید قبلاً توسط قانون‌گذار اعلام گردد. خوشبختانه در خصوص جرم انگاری «انتقال مال غیر» این قاعده حاکم بوده و در حال حاضر ماده ۱ قانون انتقال مال غیر و ماده ۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک به عنوان عنصر قانونی در رویه قضائی مورد استناد و استفاده محاکم قرار می‌گیرد. هرچند اقلیت حقوق‌دانان معتقد به نسخ قانون انتقال مال غیر توسط قانون ثبت اسناد و املاک هستند، لیکن به نظر می‌رسد این نظریه درست نباشد زیرا «اولاً: مواد ۱۰۰ تا ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ در خصوص جرائم در خصوص ثبت املاک است و نه نقل و انتقال اموال؛
ثانیاً: ماده ۱۱۷ قانون ثبت رکن قانونی معامله معارض می‌باشد نه رکن قانونی جرم فروش مال غیر؛
ثالثاً: رأی وحدت رویه شماره ۵۹۴ بر اعتبار قانون انتقال مال غیر تصریح دارد و اجتهاد در مقابل نص ممنوع است؛
رابعاً: در رویه قضائی در خصوص اعتبار قانون انتقال مال غیر، مصوب ۱۳۰۸ هیچ تردیدی ندارد؛
خامساً: هرگاه شک داشته باشیم قانونی نسخ شده یا نه مطابق اصل استصحاب و اصل عدم و قاعده «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» باید گفت که قانون دارای اعتبار قانونی است و لذا ماده ۱ قانون انتقال مال غیر رکن قانونی جرم انتقال مال غیر می‌باشد.
بدین ترتیب باید گفت «رکن قانونی» جرم انتقال مال غیر به صورت عام «قانون انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸» می‌باشد، مگر در مواردی که وسیله ارتکاب جرم مربوط به اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی باشد.
در این صورت باید به مقررات خاص و ویژه قانون ثبت اسناد و املاک در این خصوص از جمله مواد ۱۰۰ الی ۱۱۷ مراجعه کرد چرا که قلمرو قانون انتقال مال غیر (عام) توسط بعضی از مواد قانونی ثبت (خاص) تخصیص خورده و محدود شده است و تا زمانی که مستند قانونی برای مجازات مرتکب با شرایط قانون خاص وجود داشته باشد مراجعه به قانون عام خلاف اصول حقوقی است البته در مواردی که قانون خاص حکمی نداشته یا مبهم باشد مجرای اجرای قانون عام فراهم خواهد شد.
متن مستندات قانونی جرم انتقال مال غیر یا معامله معارض بدین شرح است:
ماده ۱ قانون انتقال مال غیر:
«کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحاء عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار ‌محسوب و مطابق ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی محکوم می‌شود. ‌و همچنین است انتقال‌گیرنده که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال‌دهنده باشد.
‌اگر مالک از وقوع معامله مطلع شده و تا یک ماه پس از حصول اطلاع اظهاریه برای ابلاغ به انتقال‌گیرنده و مطلع کردن او از مالکیت خود به اداره ثبت ‌اسناد یا دفتر بدایت یا صلحیه یا یکی از دوائر دیگر دولتی تسلیم ننماید، معاون جرم محسوب خواهد شد. هریک از دوائر و دفاتر فوق مکلف‌اند در ‌مقابل اظهاریه مالک رسید داده آن را بدون فوت وقت به طرف برسانند.»
ماده ۱۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک:
«هرکس به موجب سند رسمی یا عادی نسبت به عین یا منفعت مالی (‌اعم از منقول و یا غیرمنقول) حقی به شخص یا اشخاص داده و بعد ‌نسبت به همان عین یا منفعت به موجب سند رسمی، معامله یا تعهد معارض با حق مزبور بنماید به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد.»
گفتار دوم: رکن مادی جرم انتقال مال غیر
آن قسمت از جرم که ظهور و نمود بیرونی و خارجی پیدا می‌کند تحت عنوان عنصر مادی جرم به شمار می‌آید که شامل رفتار مجرمانه، مرتکب جرم، موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم است که در سه بند جداگانه به توضیح و تشریح آن‌ها می‌پردازیم.
آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور
مرجع صالح به رسیدگی جرم انتقال مال غیر
شماره رأی: ۵۹۴
تاریخ رأی: ۱/۹/۱۳۷۳
ریاست محترم هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور
احتراماً، به استحضار می‌رساند: شعب دوم و چهارم دیوان‌عالی کشور در پرونده‌های کیفری راجع به انتقال مال غیر و استنباط از ماده اول قانون راجع به انتقال مال غیر مصوب ۵ فروردین‌ماه ۱۳۰۸ و قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب آذرماه ۱۳۶۷ رویه‌های مختلف اتخاذ نموده‌اند؛ لذا طرح موضوع در هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور برای ایجاد رویه واحد ضروری به نظر می‌رسد پرونده‌های مزبور و آراء مربوطه به این شرح است:
۱. به حکایت پرونده ۴۴۳۹. ۲. ۱۳ شعبه دوم دیوان‌عالی کشور شخصی به نام مرتضی به اتهام انتقال مال غیر تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و پرونده با تنظیم کیفرخواست به دادگاه کیفری ۲ فلاورجان ارجاع شده است – دادگاه مزبور به این استدلال که مورد از موارد کلاهبرداری و مشمول قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری می‌باشد به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری یک قرار عدم صلاحیت صادر نموده و پرونده را به دادگاه کیفری یک اصفهان فرستاده است. شعبه ۲۱ دادگاه کیفری یک اصفهان چنین استدلال نموده که جرم انتقال مال غیر در ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی دارای مجازات خاص است؛ لذا به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری ۲ قرار عدم صلاحیت صادر کرده و بر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرونده به دیوان‌عالی کشور ارسال و شعبه دوم دیوان‌عالی کشور رأی شماره ۲. ۸۵۴ – ۱۱/۱۱/۷۲ را به این شرح صادر نموده است: «نظر به محتویات پرونده و اینکه حسب عمومات قانون و موازین فقهی با وجود قانون خاص تمسک به قانون عام موجه نیست با تأیید استدلال و قرار صادره از سوی شعبه ۲۱ دادگاه کیفری یک اصفهان و نیز تأیید صلاحیت رسیدگی دادگاه کیفری ۲ فلاورجان حل اختلاف می‌شود.»
۲. به حکایت پرونده ۴۳۶۳. ۴. ۱۶ شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور دو نفر به اتهام فروش مالی غیر مورد تعقیب کیفری دادسرای عمومی کاشان واقع‌شده‌اند و پرونده با تنظیم کیفرخواست بر طبق ماده یک قانون راجع به انتقال مال غیر در دادگاه کیفری ۲ کاشان مطرح گردیده است – دادگاه مزبور با توجه به قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری رسیدگی را در صلاحیت دادگاه کیفری یک تشخیص و قرار عدم صلاحیت صادر نموده و پرونده را برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک اصفهان فرستاده است – دادگاه کیفری یک اصفهان به این استدلال که مورد مشمول قانون خاص (قانون راجع به انتقال مال غیر) می‌باشد و این‌گونه اختلافات هیچ‌گونه ارتباطی با ماده واحده قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ندارد قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه کیفری ۲ صادر نموده و بر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرونده به دیوان‌عالی کشور ارسال شده و شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور رأی شماره ۴. ۶۱۹ – ۲۲/۱۰/۷۲ را به این شرح صادر کرده است. «استدلال دادگاه کیفری ۲ صادر نموده وبر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرونده به دیوان‌عالی کشور ارسال شده و شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور رأی شماره ۴. ۶۱۹ – ۲۲/۱۰/۷۲ را به این شرح صادر کرده است.» استدلال دادگاه کیفری ۲ موجه است. مجازات کلاهبرداری با قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری ‌تعیین می‌گردد و قانون ۱۳۰۸ انتقال مال غیر را کلاهبرداری محسوب کرده است لذا با تعیین صلاحیت رسیدگی دادگاه کیفری یک حل اختلاف می‌شود: «بنا بر آنچه ذکر شده شعبه دوم دیوان‌عالی کشور جرم انتقال مال غیر را مشمول قانون مصوب پنجم فروردین‌ماه ۱۳۰۸ و قانون مزبور را قانون خاص دانسته و تعیین مجازات مرتکب را طبق ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی در صلاحیت دادگاه کیفری ۲ تشخیص نموده است؛ لیکن شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور جرم انتقال مال غیر را یک نوع کلاهبرداری و تعیین مجازات مرتکب را طبق قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ در صلاحیت دادگاه کیفری یک دانسته و اختلاف رویه قضائی محقق است.
معاون اول قضائی دیوان‌عالی کشور
به تاریخ روز سه‌شنبه: ۱/۹/۱۳۷۳ جلسه وحدت رویه هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور به ریاست حضرت آیت‌الله محمد محمدی گیلانی رییس دیوان‌عالی کشور و با حضور جناب آقای مهدی ادیب رضوی نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان رؤسا و مستشاران شعب کیفری و حقوقی دیوان‌عالی کشور تشکیل گردید.
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده جناب آقای مهدی ادیب رضوی نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «بسمه‌تعالی- به‌موجب قانون مصوب سال ۱۳۰۸ ارتکاب جرم انتقال مال غیر در حکم کلاهبرداری شناخته شده و برای جرم کلاهبرداری برابر ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی سابق و ماده ۱۱۶ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۶۲ و ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال ۱۳۶۷ مجازات تعیین شده است، چون برابر اصول کلی جرائم تابع قانون لازم‌الاجرا در زمان وقوع جرم می‌باشند؛ بنابراین ‌نسبت به موارد اعلام شده، برابر ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری باید تعیین مجازات شود و از این جهت رأی شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور موجه بوده و معتقد به تأیید آن می‌باشم.» مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رأی داده‌اند.
رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور
نظر به اینکه ماده ۱ قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸، انتقال‌دهندگان مال غیر را کلاهبردار محسوب کرده و مجازات کلاهبرداری را در تاریخ تصویب آن قانون ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی معین نموده بود و با تصویب قانون تعزیرات اسلامی مصوب ۱۳۶۲ ماده ۱۱۶ قانون تعزیرات از حیث تعیین مجازات کلاهبردار جایگزین قانون سابق و سپس طبق ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ مجازات کلاهبرداری تشدید و برابر ماده ۸ همان قانون کلیه مقررات مغایر با قانون مزبور لغو گردیده است؛ لذا جرائمی که به‌موجب قانون کلاهبرداری محسوب شود از حیث تعیین کیفر مشمول قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ بوده و رأی شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیح تشخیص می‌شود. این رأی بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضائی مصوب ۱۳۲۸ برای دادگاه‌ها و شعب دیوان‌عالی کشور در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.

آراء شعب دیوان

مبحث دوم : آرای شعب دیوان‌عالی کشور
۱٫ فروش مال غیر
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان از اشخاص و مقامات که استحقاق درخواست اعاده دادرسی را دارند، نیست علی‌هذا درخواست دادستان عمومی و انقلاب دائر بر تجویز تجدید محاکمه نسبت به دادنامه قطعی صادره بر محکومیت به لحاظ ارتکاب بزه انتقال ملک غیرقابل طرح در دیوان‌عالی کشور نیست.
شماره دادنامه: ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۶۴۰۰۳۵۰
تاریخ: ۱۷/۰۸/۱۳۹۰
خلاصه جریان پرونده
به دلالت محتویات پرونده واصله، اداره منابع طبیعی و آبخیزداری امیدیه طی شکوائیه‌ای که در تاریخ ۵/۲/۹۰ تقدیم دادسرای عمومی و انقلاب امیدیه نموده است از آقای (ق.الف.) به لحاظ ارتکاب بزه‌های تخریب و تصرف و ساخت و ساز قسمتی از اراضی ملی به مساحت ۳۷۸ مترمربع از پلاک ۱۲۱ بخش ۲ بهبهان به استناد ماده ۵۵ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع کشور و ماده ۶۹۰ قانون مجازت اسلامی اعلام شکایت نموده و درخواست رسیدگی می‌نماید و در پایان شکوائیه مذکور اضافه می‌گردد که چنانچه در تحقیقات و مراحل رسیدگی، شخص دیگری نیز به‌عنوان متخلف شناخته شود مستدعی رسیدگی در آن مورد نیز می‌گردد. شکوائیه فوق جهت رسیدگی مقدماتی به مرجع انتظامی ارسال شده و متهم حسب گزارش مورخ ۲۸/۲/۹۰ انتظامی جایزان اظهار می‌دارد که این ملک را از (ع.الف.) خریداری نموده و در تاریخ ۲۸/۲/۹۰ در محضر آقای دادستان امیدیه نیز اظهار می‌دارد که این ملک را خریداری نموده است. دادستان عمومی و انقلاب امیدیه در تاریخ ۲۸/۲/۹۰ قرار منع تعقیب (ق.الف.) را از اتهام تصرف عدوانی به لحاظ فقد عنصر معنوی صادر می‌نماید. قرار مذکور مورد اعتراض اداره منابع طبیعی و آبخیزداری امیدیه قرار گرفته و شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزائی امیدیه به‌موجب دادنامه شماره ۹۰۰۹۹۷۶۱۳۶۴۰۰۴۲۴-۲۸/۳/۹۰ اعتراض اداره منابع طبیعی را نسبت به قرار منع تعقیب فوق‌الاشعار مردود اعلام داشته و در خاتمه دادنامه مذکور اضافه می‌نماید که با عنایت به اینکه اداره منابع طبیعی آبخیزداری امیدیه در شکوائیه هود قید نموده بود چنانچه در تحقیقات و مراحل رسیدگی شخص یا اشخاص دیگری نیز به‌عنوان متخلف شناخته شوند تقاضای رسیدگی دارند لازم بود که داستان به اتهام آقای (ع.الف.) نیز رسیدگی می‌کرد که واجد جنبه عمومی می‌باشد و پرونده به دادسرای امیدیه اعاده می‌گردد تا در راستای ماده ۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری اقدام نمایند. دادسرای عمومی و انقلاب امیدیه (ع.الف.) را احضار و متعاقباً جلب نموده و لکن موفق به احضار و در دادسرا نشده و دادستان امیدیه رأساً اقدام به صدور کیفرخواست علیه ع.الف. به لحاظ ارتکاب بزه انتقال مال غیر نموده و پرونده را به دادگاه عمومی امیدیه ارسال داشته و رسیدگی بدان شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزائی امیدیه ارجاع می‌شود و دادگاه مذکور هم طرفین را دعوت به دادرسی می‌نماید. در تاریخ ۷/۸/۹۰ جلسه دادرسی شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی جزائی امیدیه با حضور نماینده اداره منابع طبیعی و آبخیزداری امیدیه و آقای (ع.الف.) تشکیل شده و شعبه مزبور پس از استماع شکایت نماینده اداره شاکی و تفهیم اتهام به آقای (ع.الف.) به‌عنوان انتقال مال غیر و اخذ آخرین دفاع ز نام‌برده و استماع مدافعات وی، اقدام به صدور دادنامه شماره ۹۰۰۹۹۷۶۱۳۶۴۰۱۰۸۳-۱۷/۸/۹۰ مبنی بر محکومیت مشارالیه به لحاظ انتقال یک قطعه زمین به متراژ ۳۷۸ مترمربع در پلاک ۱۲۱ بخش ۲ بهبهان متعلق به منابع طبیعی به غیر به تحمل یک سال حبس و پرداخت جزای نقدی و رد اصل زمین به اداره منابع طبیعی می‌نماید. دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی آقای (ع.) قرار گرفته و شعبه ۲۱ دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان طی دادنامه شماره ۹۰۰۹۹۷۶۱۱۹۲۰۱۳۵۲-۲۹/۱۱/۹۰ با تخفیف و تقلیل در میزان جزای نقدی مقرر در دادنامه بدوی، مبادرت به تأیید آن می‌نماید. سپس پرونده امر جهت اجرای حکم به اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه ارسال گردیده و اقدامات اجرایی آغاز می‌گردد. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی امیدیه طی نامه شماره ۳۸۳/۱۶-۱/۵/۹۱ به‌عنوان فرمانده انتظامی بخش جایزان اعلام می‌دارد که در خصوص زمین آقای (ع.الف.) پس از بررسی محل به همراه دهیار روستا، به استحضار می‌رساند که محل مذکور در محدوده طرح هادی روستا قرار گرفته و کاربردی پیشنهادی نیز مسکونی می‌باشد، فرمانده انتظامی جایزان نیز نامه مذکور را طی گزارش مورخ ۲۳/۵/۹۱ به دادیاری اجرای احکام دادسرای امیدیه ارسال می‌نماید متعاقب وصول نامه مذکور، دادستان عمومی و انقلاب امیدیه در تاریخ ۲۳/۵/۹۱ با استناد به نامه فوق‌الذکر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی امیدیه اجمالاً به لحاظ اینکه واقعه جدیدی حادث شده است پرونده را در راستای اعمال بند ۵ ماده ۲۷۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری به دیوان‌عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به موضوع به این شعبه ارجاع می‌شود.
رأی شعبه ۴ دیوان‌عالی کشور
با التفات به اینکه اشخاص و مقاماتی که استحقاق درخواست اعاده دادرسی را دارا می‌باشند به‌موجب ماده ۲۷۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری احصاء گردیده و دادستان عمومی و انقلاب شهرستان در زمره اشخاص و مقامات مذکور در ماده مرقوم نیست علی‌هذا درخواست آقای دادستان عمومی و انقلاب امیدیه دائر بر تجویز تجدید محاکمه نسبت به دادنامه قطعی صادره بر محکومیت آقای ع.الف. به لحاظ ارتکاب بزه انتقال ملک غیر به کیفیت منعکس در پرونده امر، با توجه به محکومیت مقررات ماده صدرالاشعار در وضعیت موجود غیرقابل طرح در دیوان‌عالی کشور اعلام می‌گردد و پرونده امر به مرجع مرسل آن اعاده می‌شود تا با ارسال آن به مرجع ذی‌صلاح و به نحو مستدل اقدام نمایند.
رئیس شعبه چهارم دیوان‌عالی کشور- مستشار
قاسم‌پناه- جنتی
آراء دادگاه ها
۲٫برائت از اتهام فروش مال غیر
شماره دادنامه: ۲۱۴۸
تاریخ: ۲۹/۹/۱۳۸۲
رأی شعبه ۱۰۲ دادگاه تجدیدنظر بخش قدس
در خصوص اتهام آقای حسین … دایر بر فروش مال غیر، موضوع شکایت آقای همت … با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده، گزارش مرجع انتظامی، قرارداد عادی بین شاکی و متهم که دلالت بر فروش یک قطعه زمین از سوی متهم به شاکی است و در نهایت قرار صریح متهم به فروش و عدم تحویل مورد معامله که به لحاظ مال غیر بودن آن، منجر به شکایت شاکی گردیده است، ارتکاب بزه از سوی نام‌برده محرز و مسلم است؛ بنابراین دادگاه با استناد به ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر، ناظر به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری حکم به محکومیت متهم به تحمل یک سال حبس تعزیری و رد مال گرفته شده به مبلغ سیزده میلیون ریال به شاکی و پرداخت همین مبلغ به‌عنوان جزای نقدی در حق صندوق دولت صادر و اعلام می‌نماید. رأی دادگاه حضوری ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در مراجع تجدیدنظر استان تهران است.
دادرسی شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی بخش قدس
انصاری فرد

۳٫ مصادیق جرم انتقال مال غیر
هیچ دلیل و مدرکی مبنی بر اینکه عملیات متقلبانه‌ای از مشتکی‌عنه سرزده که موجب فریب شاکی شده باشد ارائه نشده، انکار معامله سابق و فروش مورد معامله به دیگری به فرض مصداق انتقال مال غیر است.
شماره دادنامه: ۸۵۷
تاریخ: ۸/۵/۱۳۸۲
رأی شعبه ۸ دادگاه تجدیدنظر استان تهران
به‌موجب محتویات پرونده‌های پیوست، نخست آقای حسن… در تاریخ ۲۸/۷/۷۵ شکایتی علیه آقای محمدعلی… تقدیم دادگستری کرج نمود که طی آن اظهار داشته چهار واحد آپارتمان از مشتکی‌عنه خریداری کرده، یک خودرو سواری تویوتا و یک طغری چک شماره ۴۹۳۷۸۲-۲۵/۱۲/۷۰ به مبلغ ده میلیون تومان به او داده است اما مشتکی‌عنه با شکایت تصرف عدوانی او را به رفع تصرف عدوانی از ملک و تقاضای رسیدگی نموده است. شکوائیه به شعبه ۱۳ دادگاه عمومی کرج منجر به صدور دادنامه شماره ۱۲۱۸-۱۵/۹/۷۶ مبنی بر برائت مشتکی‌عنه شده پس از تجدیدنظرخواهی شاکی در شعبه هفت دادگاه تجدیدنظر استان تهران رأی بدوی نقض و منتهی به صدور دادنامه ۱۷۰۵-۱۶/۱۱/۷۷ مبنی بر محکومیت مشتکی‌عنه به تحمل یک سال حبس تعزیری و استرداد اتومبیل تویوتا کرونا مدل ۷۹ شماره ۲۹۱۵۲ تبریز ۱۱ و در صورت عدم توانایی استرداد خودرو پرداخت مبلغ یک میلیون تومان وجه چک شماره ۴۹۳۷۸۲ در حق شاکی به اتهام کلاهبرداری شده است نسبت به این رأی تقاضای اعاده دادرسی شده و شعبه بیست دیوان‌عالی کشور به‌موجب دادنامه شماره ۲۵۹-۲۰-۲۰/۴/۸۱ تقاضای اعاده دادرسی محکوم‌علیه را پذیرفته پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر ارجاع نموده که به این شعبه محول شده است. با توجه به اینکه شاکی و وکیل او اتهام آقای محمدعلی… که در بعضی احکام شهرت وی … درج شده را کلاهبرداری مطرح کرده مدعی هستند وی، شاکی را فریب داده و آن را مغرور نموده است. بدین ترتیب که یک خودرو و یک طغری چک به مبلغ ده میلیون تومان وجه نقد از شاکی در حالی که هیچ دلیل و مدرکی مبنی بر اینکه عملیات متقلبانه‌ای از مشتکی‌عنه سر زده که موجب فریب شاکی شده باشد یا اسم و عنوان مجعول اختیار نموده یا شاکی را از حوادث پیش‌آمدهای غیر واقع ترسانیده یا او را به داشتن اموال و اختیارات واهی مغرور کرده باشد، ارائه نشده است؛ بلکه شاکی و وکیل او مدعی هستند مشتکی نه چهار واحد آپارتمان به وی فروخته سپس با انکار معامله خودرو و طرح شکایت تصرف عدوانی موفق شده شاکی را به‌موجب دادنامه شماره ۸۰۶-۷/۶/۷۴ شعبه ۱۳ دادگاه عمومی کرج به رفع تصرف عدوانی از آپارتمان فروخته شده محکوم نماید که این عمل به فرض صحت کلاهبرداری محسوب نمی‌شود و با تعریف قانون از بزه کلاهبرداری تطبیق ندارد. همچنین شکایت و اظهارات شاکی در مراحل بعدی رسیدگی مبنی بر اینکه مشتکی‌عنه چهار واحد آپارتمان به او فروخته سپس منکر این معامله شده و آپارتمان‌ها را به دیگران انتقال داده که مبنای اظهارات شخصی به نام قاسم … که فروش آپارتمان‌ها را تأیید نموده و عمل مشتکی‌عنه را کلاهبرداری شناخته است؛ در حالی که به فرض صحت عمل از مصادیق بزه انتقال مال غیر محسوب می‌شود اما چون آقای قاسم… به‌موجب اقرارنامه‌ای اظهارات قبلی خود را تکذیب کرده و ادعای مالکیت شاکی دعوی او به خواسته الزام مشتکی‌عنه به تنظیم سند رسمی چهار واحد آپارتمان مورد ادعایش به‌موجب دادنامه شماره ۴۱۱-۱/۷/۸۱ شعبه ۱۳ دادگاه عمومی کرج محکوم به رد اعلام شده مدلول التزامی دادنامه‌های شماره ۸۰۶-۷/۶/۷۴ شعبه ۱۳ دادگاه عمومی کرج و ۶۶۲-۱۰/۸/۷۴ شعبه هفت دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز حاکی از عدم اثبات ادعای مالکیت شاکی بر آپارتمان‌های متنازع‌فیه است از این رو قطع‌نظر از اینکه از تاریخ ارتکاب عمل انتسابی به مشتکی‌عنه بیش از ۱۱ سال گذشته و موضوع مشمول مرور زمان موضوع بند «الف» ماده ۱۷۳ قانون آیین دادرسی کیفری می‌باشد دلیل کافی بر ارتکاب بزه کلاهبرداری یا انتقال مال غیر از ناحیه مشتکی‌عنه وجود ندارد. دادگاه با استناد به اصل ۳۷ قانون اساسی و بند «الف» ماده ۱۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری حکم برائت مشتکی‌عنه را از اتهامات انتسابی صادر و اعلام می‌نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه هشت دادگاه تجدیدنظر استان تهران
مهران محمدی مستشار دادگاه داود فراهانی
نشست های قضایی
۴٫طرح دعوای ابطال سند در فروش مال غیر
پرسش: شخص (الف) (مالک زمین)، برابر مبایعه عادی ملک به تاریخ ۲۴/۹/۱۳۸۱ به (ب) می‌فروشد با اسقاط کافه خیارات مجدداً (الف) همان زمین را به تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۸۲ به (ج) می‌فروشد و سند رسمی مطابق مقررات به نام خریدار منتقل می‌شود وقتی (ب) از ماوقع اطلاع پیدا می‌کند علیه (الف) مبنی بر فروش مال غیر شکایت می‌کند. دادگاه فروشنده را به اتهام مذکور به مجازات حبس، پرداخت جزای نقدی و رد مال محکوم می‌کند و رأی با تقاضای تجدیدنظرخواهی قطعی می‌شود. سؤال این است که:
آیا (ب) با توجه به این‌که سند به نام (ج) منتقل شده می‌تواند دعوای مبنی بر ابطال سند اقامه کند یا این‌که بدواً دعوایی در خصوص ابطال معامله فی‌مابین (الف) و (ج) اقامه کرده متعاقب آن ابطال سند را بخواهد؟ (با توجه به شکایت کیفری (الف) محکومیت را در پی داشته است.
نظر اکثریت
نظر به اینکه شخص (الف) به اتهام فروش مال غیر (کلاهبرداری) محکوم شده و این حکم نیز قطعی شده است. بنابراین، با صدور چنین حکمی که در امر حقوقی نیز اقامه دارد ضرورتی جهت تقدیم دادخواست حقوقی مبنی بر ابطال معامله فی‌مابین (الف) و (ج) نیست؛ چرا که چنین معامله‌ای چون راجع به ملک غیر بوده به خودی خود باطل است؛ بنابراین، حرف ابطال سند کفایت خواهد کرد. چرا که در دعوای ابطال سند دادگاه به ناچار باید در خصوص انجام معامله فی‌مابین (الف) و (ج) تحقیق و رسیدگی کند. علی‌هذا، دادخواست ابطال سند کفایت می‌کند.

نظر اقلیت
تا زمانی که در خصوص وضعیت حقوقی معامله فی‌مابین (الف) و (ج) رسیدگی نشود و چنین معامله‌ای به حکم دادگاه باطل اعلام نشود نمی‌توان به دعوای ابطال سند رسیدگی کرد، چرا که دعوای ابطال سند فرع و منوط به رسیدگی و روشن شدن وضعیت حقوقی معامله فی‌مابین (الف) و (ج) است؛ بنابراین، در شرایط فعلی باید دادگاه قرار عدم استماع دعوا صادر کند.
نظر کمیسیون نشست قضائی (۵) جزایی
با توجه به صدور حکم محکومیت فروشنده (الف) به رد مال، در واقع معامله فی‌مابین (الف) و (ج) باطل اعلام می‌شود. چون ابطال سند مالکیت (ج) نیاز به تشریفات قانونی ندارد. بنا به مراتب تنها با طرح دعوای ابطال سند احقاق حق خواهد کرد.۱
نظریات مشورتی

۵٫انتقال مال غیر
پرسش: چنانچه یکی از سازمان‌ها مبادرت به واگذاری زمین یا ساختمان متعلق به غیر، به اشخاص نماید و این واگذاری برخلاف اسناد مالکیت و قوانین موضوعه باشد تکلیف مرجع رسیدگی‌کننده چیست؟
آیا ادامه تصرف بدون مجوز تلقی می‌شود یا تصرفات متصرف مجاز است و مسئله جنبه حقوقی پیدا می‌کند؟
هرگاه سازمانی برخلاف حق و قانون زمین یا ساختمان و به طور کلی مال شخص یا اشخاصی را به دیگری منتقل نماید، این عمل انتقال مال غیر بوده و بر طبق قوانین راجع به انتقال مال غیرقابل تعقیب خواهد بود و چون این انتقال فاقد ارکان و شرایط صحت معاملات و انتقالات می‌باشد هیچ‌گونه اثر حقوقی بر آن مترتب نیست و تصرف انتقال‌گیرنده (منتقل‌الیه) مادام که جاهل به بطلان انتقال و غیرقانونی بودن آن باشد فاقد جنبه کیفری است اما اقامه دعوی حقوقی برای رفع تصرف و خلع ید بلااشکال است.
و هرگاه انتقال‌گیرنده عالم به بطلان و اینکه انتقال‌دهنده حق انتقال آن مال را نداشته است باشد، طبق قوانین راجع به انتقال مال غیر با او عمل خواهد شد.
نظریه مشورتی شماره ۱۶۵۹/۷ مورخ ۲۱/۴/۱۳۶۰ اداره کل حقوقی قوه قضائیه
۶٫قابل گذشت یا غیر قابل گذشت بودن انتقال ملک غیر
پرسش: آیا انتقال ملک غیرقابل گذشت است یا خیر؟
با توجه به اینکه انتقال مال غیر حسب قانون مصوب فروردین ماده ۱۳۰۸ کلاهبرداری بشمار آمده است و با عنایت به اینکه طبق رأی وحدت رویه شماره ۵۲ مورخ ۱/۱۱/۶۳ دیوان‌عالی کشور کلاهبرداری غیرقابل گذشت می‌باشد بنابراین انتقال مالی غیر موضوع قانون مذکور غیرقابل گذشت خواهد بود.
نظریه مشورتی شماره ۱۱۹/۷ مورخ ۲۸/۲/۱۳۶۶ اداره کل حقوقی قوه قضائیه
۷٫انتقال مفروز در ملک مشاعی توسط یکی از شرکا
پرسش: اگر یکی از شرکاء ملک که مالکیت او به نحو اشاعه است به جای انتقال به‌طور مشاع مبادرت به انتقال به نحو مفروز نماید و در این خصوص از ناحیه سایر شرکاء شکایت گردد آیا عمل او انتقال مال غیر محسوب می‌گردد یا نه؟ و اگر نیست چه عنوان جزائی شامل آن می‌گردد.
هرچند انتقال ملک مشاع به نحو مفروز از لحاظ حقوقی بدون موافقت سایر شرکاء نافذ نیست ولی اگر مورد انتقال معادل سهم انتقال‌دهنده باشد از جهت اینکه سوءنیت نداشته جنبه کیفری ندارد و در غیر این صورت انتقال مال غیر تلقی می‌شود.

43,000 تومان 38,700 تومان

مقایسه

“معرفی و نمونه شکوایه” این کتاب کاربردی و عملی بی نظیر تمامی اطلاعات مربوط به جرم انتقال مال غیر از جمله انتقال مال غیر در قانون مجازات جدید،انتقال مال غیر در حکم کلاهبرداری،انتقال مال غیر با سند عادی،انتقال مال غیر چیست،انتقال مال غیر بدون مجوز قانونی،انتقال مال غیر مشمول مرور زمان،انتقال مال غیر به خود،انتقال مال غیر و کلاهبرداری،جرم انتقال مال غیر در حقوق کیفری ایران، جرم انتقال مال غیر و معامله معارض و جرم انتقال منافع مال غیر را یکجا در اختیار ما قرار می دهد.

معرفی جرم انتقال مال غیر

در تعریف جرم، ماده دوم قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می‌شود» یکی از این رفتارهای مجرمانه «انتقال مال غیر» می‌باشد که در عالم خارج بیشتر به نام «فروش مال غیر» مشهور است.

جرم انتقال مال غیر یکی از صور خاص جرم کلاهبرداری محسوب می‌شود و هدف از جرم انگاری آن، حمایت از اموال و دارایی اشخاص و محترم شمردن آن‌ها بوده که در عالم حقوق، این جرم در دسته‌بندی جرائم علیه اموال قرار می‌گیرد. قبل از بررسی ارکان تشکیل دهنده جرم «انتقال مال غیر» به تعریف و تشریح جرم می‌پردازیم.

هرچند مقنن جرم انتقال مال غیر را صریحاً تعریف نکرده است لیکن به جهت تصریح قانون انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸ و ماده ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ جمهور حقوقدانان در تعریف این جرم متفق‌القول بوده و معتقدند که «انتقال یا ایجاد تعهد نسبت به مال دیگری بدون مجوز قانونی یا قراردادی به همراه سوءنیت» می‌تواند تعریفی  جامع از این جرم باشد.

بر اساس این تعریف، رفتار مجرمانه این جرم «انتقال» می‌باشد و موضوع جرم «مال» به صورت کلی اعم از منقول و غیرمنقول را شامل می‌شود. شرایطی چون «تعلق مال به غیر، قصد اضرار و بدون وجود مجوز قانونی» از اوصاف و لوازم جرم محسوب می‌شود که در مبحث بعدی به تفصیل در مورد آن‌ها به بحث خواهیم نشست.

 ارکان جرم انتقال مال غیر

برای تحقق هر جرمی احراز سه رکن قانونی، مادی و معنوی لازم و ضروری است و در صورت نبود هریک از این ارکان باید تحقق جرم را منتفی دانست، مگر این‌که مقنن خلاف این اصل را شرط کند.

البته به یاد داشته باشیم که دو رکن مادی و معنوی منشعب از رکن قانونی است؛ چرا که قانون‌گذار شرایط مادی و معنوی برای تحقق جرم را در عنصر قانونی گنجانده و جرم‌انگاری می‌کند، اما به جهت احترام به روش کلاسیک، ارکان جرم را به سه عنصر قانونی، مادی و معنوی تقسیم و توضیحات خود را بر این اساس بیان می‌داریم.

عنصر قانونی جرم انتقال مال غیر

اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضاء می‌کند که قانونگذار تمامی اعمال و رفتار مجرمانه را مشخص و مجازات آن‌ها را صریحاً اعلام نماید تا حد امکان از اعمال سلیقه در تبیین و تشریح عنوان مجرمانه جلوگیری کند و از سوی دیگر شهروندان یک جامعه از اعمال و رفتار مخالف قانون مطلع شوند چرا که مطابق قاعده «قبح عقاب بلابیان» و آیات شریفه قران کریم، اعمال مجازات بدون اعلام قبلی قبح و زشت شمرده شده و فرض بر مباح و قانونی بودن تمامی اعمال و رفتار جامعه است. بنابراین هر عنوان مجرمانه‌ای باید قبلاً توسط قانون‌گذار اعلام گردد. خوشبختانه در خصوص جرم انگاری «انتقال مال غیر» این قاعده حاکم بوده و در حال حاضر ماده ۱ قانون انتقال مال غیر و ماده ۱۷ قانون ثبت اسناد و املاک به عنوان عنصر قانونی در رویه قضائی مورد استناد و استفاده محاکم قرار می‌گیرد. هرچند اقلیت حقوق‌دانان معتقد به نسخ قانون انتقال مال غیر توسط قانون ثبت اسناد و املاک هستند، لیکن به نظر می‌رسد این نظریه درست نباشد زیرا[۱] «اولاً: مواد ۱۰۰ تا ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ در خصوص جرائم در خصوص ثبت املاک است و نه نقل و انتقال اموال؛

 ثانیاً: ماده ۱۱۷ قانون ثبت رکن قانونی معامله معارض می‌باشد نه رکن قانونی جرم فروش مال غیر؛

 ثالثاً: رأی وحدت رویه شماره ۵۹۴ بر اعتبار قانون انتقال مال غیر تصریح دارد و اجتهاد در مقابل نص ممنوع است؛

 رابعاً: در رویه قضائی در خصوص اعتبار قانون انتقال مال غیر، مصوب ۱۳۰۸ هیچ تردیدی ندارد؛

 خامساً: هرگاه شک داشته باشیم قانونی نسخ شده یا نه مطابق اصل استصحاب و اصل عدم و قاعده «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» باید گفت که قانون دارای اعتبار قانونی است و لذا ماده ۱ قانون انتقال مال غیر رکن قانونی جرم انتقال مال غیر می‌باشد.

بدین ترتیب باید گفت «رکن قانونی» جرم انتقال مال غیر به صورت عام «قانون انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸» می‌باشد، مگر در مواردی که وسیله ارتکاب جرم مربوط به اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی باشد.

در این صورت باید به مقررات خاص و ویژه قانون ثبت اسناد و املاک در این خصوص از جمله مواد ۱۰۰ الی ۱۱۷ مراجعه کرد چرا که قلمرو قانون انتقال مال غیر (عام) توسط بعضی از مواد قانونی ثبت (خاص) تخصیص خورده و محدود شده است و تا زمانی که مستند قانونی برای مجازات مرتکب با شرایط قانون خاص وجود داشته باشد مراجعه به قانون عام خلاف اصول حقوقی است البته در مواردی که قانون خاص حکمی نداشته یا مبهم باشد مجرای اجرای قانون عام فراهم خواهد شد.

شکوائیه جرم انتقال مال غیر

شاکی …………………. به نشانی ……………………………………………………………………………

مشتکی عنه ……………………. به نشانی ………………………………………………………………..

تاریخ وقوع جرم …………….. محل وقوع جرم ………………………………………………………

موضوع: انتقال مال غیر

ادله: مبایعه نامه، قرارداد شرایط تحویل آپارتمان‌ها

ریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ………………………….

با سلام و احترام، به استحضار می‌رساند:

که برابر مبایعه‌نامه عادی مورخ ۴/۲/۱۳۹۱ مشتکی‌عنه محترم اقدام به فروش ۵ واحد آپارتمان به اینجانب نموده است. متأسفانه علی‌رغم پیگیری‌های متعدد برای تحویل ملک جدیداً مطلع شده‌ام که فروشنده اقدام به فروش و انتقال آپارتمان‌های اینجانب به آقای ………………………….. نموده است مشتکی‌عنه محترم علی‌رغم اطلاع و آگاهی از این که این آپارتمان‌ها متعلق به اینجانب است و با توجه به متن صریح مبایعه‌نامه که متعهد به تنظیم سند آپارتمان‌ها به نام اینجانب بوده اقدام به فروش و تنظیم سند آپارتمان‌ها به نام آقای …………………………. نموده است. نظر به اینکه اقدامات نامبرده جرم و واجد عنوان کیفری می‌باشد تقاضای رسیدگی، تعقیب و مجازات نامبرده را دارم.

با تشکر و سپاس فراوان

امضاء

 

 

 

 

برچسب:
وزن0.40 kg
شابک

978-600-8138-60-0

نویسنده

توحید زینالی

انتشارات

چراغ دانش

سال چاپ

96

قطع

وزیری

سرفصل ها

فهرست کلی صفحه

مقدمه ۹

معرفی جرم انتقال مال غیر و نمونه شکوائیه ۱۱

مبحث اول: روند عملی رسیدگی به جرم در دادسرا و دادگاه ۱۳

مبحث دوم: ارکان جرم انتقال مال غیر ۲۱

مبحث سوم: احکام ویژه در خصوص جرم انتقال مال غیر ۳۱

مبحث چهارم: تشریفات رسیدگی به جرم انتقال مال غیر ۳۲

جرم انتقال مال غیر در آرای دیوان‌عالی کشور ۳۹

مبحث اول: آرای وحدت رویه دیوان‌عالی کشور ۴۱

مبحث دوم : آرای شعب دیوان‌عالی کشور ۴۵

جرم انتقال مال غیر در آرای دادگاه‌ها ۱۱۱

جرم انتقال مال غیر در نشست‌های قضائی ۱۸۹

جرم انتقال مال غیر در نظریه‌های مشورتی ۲۵۹

جرم انتقال مال غیر در قوانین ومقررات ۲۷۳

منابع و مآخذ ۲۸۵

فهرست جزئی صفحه

مقدمه ۹

معرفی جرم انتقال مال غیر و نمونه شکوائیه ۱۱

مبحث اول: روند عملی رسیدگی به جرم در دادسرا و دادگاه ۱۳

گفتار اول: تنظیم شکوائیه و مراجعه به دادسرای صالح ۱۳

گفتار دوم: ارجاع پرونده به دادگاه بدوی و تعیین وقت رسیدگی ۱۷

گفتار سوم: ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر و تعیین وقت رسیدگی ۱۸

گفتار چهارم: اجرای حکم در دادسرای محل وقوع جرم ۱۹

معرفی جرم انتقال مال غیر ۲۰

مبحث دوم: ارکان جرم انتقال مال غیر ۲۱

گفتار اول: عنصر قانونی جرم انتقال مال غیر ۲۱

گفتار دوم: رکن مادی جرم انتقال مال غیر ۲۳

گفتار سوم: عنصر معنوی جرم ۳۰

مبحث سوم: احکام ویژه در خصوص جرم انتقال مال غیر ۳۱

گفتار اول: شروع به جرم در جرم انتقال به غیر ۳۱

گفتار دوم: معاونت در جرم انتقال مال غیر ۳۱

گفتار سوم: شرکت در جرم انتقال مال غیر ۳۱

مبحث چهارم: تشریفات رسیدگی به جرم انتقال مال غیر ۳۲

گفتار اول: صلاحیت مراجع قضائی در رسیدگی به این جرم ۳۲

گفتار دوم: طریقه تقدیم شکوائیه و هزینه‌های قانونی آن ۳۳

گفتار سوم: تقدیم دادخواست برای جبران ضرر و زیان و خسارات ۳۵

جرم انتقال مال غیر در آرای دیوان‌عالی کشور ۳۹

مبحث اول: آرای وحدت رویه دیوان‌عالی کشور ۴۱

۱- مرجع صالح به رسیدگی جرم انتقال مال غیر ۴۱

مبحث دوم : آرای شعب دیوان‌عالی کشور ۴۵

۱- فروش مال غیر ۴۵

۲- اتهام انتقال ملک غیر ۴۸

۳- اثبات بی‌گناهی متهم به فروش مال غیر ۵۰

۴- تعیین مجازات تخریب و انتقال مال غیر ۵۱

۵- انتقال مال فرزند توسط پدر به غیر ۵۵

۶- لزوم قطعیت مالکیت شاکی جهت صدق عنوان جرم فروش مال غیر ۵۸

۷- فسخ معامله قبل از انتقال مال به غیر ۶۲

۸- تقلیل مجازات انتقال‌دهنده مال غیر در مرحله تجدیدنظر ۶۴

۹- مرجع صالح در رسیدگی به جرائم جعل، استفاده از سند مجعول و فروش مال غیر ۶۵

۱۰- عدم شمول مرور زمان بر جرم انتقال مال غیر ۶۷

۱۱- انتقال مال غیر وجود حق اقاله در قرارداد ۶۹

۱۲- اوصاف کیفری متفاوت در تعدد معنوی جرم ۷۱

۱۳- تعدد معنوی استفاده از سند مجعول و انتقال مال غیر ۷۴

۱۴- مقدمه بودن استفاده از سند مجعول برای کلاهبرداری و انتقال مال غیر ۷۶

۱۵- مرجع قضائی صالح در رسیدگی به جرم فروش مال غیر ۷۹

۱۶- انجام کلاهبرداری از طریق انتقال مال ۸۰

۱۷- اجاره مال مشاع بدون اذن مالک ۸۲

۱۸- وقوع جرم انتقال مال غیر و کلاهبرداری محسوب شدن انتقال‌دهنده ۸۳

۱۹- عدم احراز مالکیت و تحقق جرم انتقال مال غیر ۸۵

۲۰- مالکیت شاکی متکی به مبایعه‌نامه عادی و عدم تحقق جرم فروش مال غیر ۸۶

۲۱- عدم احراز جرم به دلیل عدم کفایت ادله ۸۷

۲۲- وقوع جرائم خیانت در امانت، فروش مال غیر و صدور چک بلامحل ۸۷

۲۳- فروش مال مرهونه ۹۰

۲۴- فروش مال غیر و خرید مال غیر ۹۱

۲۵- لزوم علم فروشنده بر عدم مالکیت خود ۹۶

۲۶- عدم تناسب جرم و مجازات ۱۰۰

۲۷- موارد وجود اعاده دادرسی در جرم فروش مال غیر برای محکوم‌علیه ۱۰۸

جرم انتقال مال غیر در آرای دادگاه‌ها ۱۱۱

۱- برائت از اتهام فروش مال غیر ۱۱۳

۲- مصادیق جرم انتقال مال غیر ۱۱۴

۳- ارکان تشکیل‌دهنده جرم انتقال مال غیر ۱۱۶

۴- صدور قرار اناطه کیفری در فروش مال غیر ۱۱۷

۵- اتهام مشارکت در بزه کلاهبرداری از طریق انتقال مال غیر ۱۱۸

۶- حکم برائت از جرم انتقال مال غیر ۱۲۰

۷- تجدیدنظرخواهی از اتهام انتقال مال غیر و خیانت در امانت اسناد مالکیت ۱۲۳

۸- ادعای تجدیدنظرخواه بر فروخته شدن مال غیر بر آن ۱۲۵

۹- انتقال قانونی مال ۱۲۶

۱۰- اتهام بر فروش مال غیر به استناد ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ۱۲۸

۱۱- انتقال مال غیر نبودن گرفتن وجه، مال یا سند از موکل با توسل به حیله وکیل ۱۲۹

۱۲- اثبات مالکیت شاکی و سوءنیت متشاکی با علم به اینکه مال دیگری است ۱۳۱

۱۳- جرم انتقال مال غیر بودن فروش ملک موات ۱۳۲

۱۴- مشمول مرور زمان شدن انتقال مال غیر در ایجاد مزاحمت و ممانعت از حق ۱۳۳

۱۵- شراکت در جرم کلاهبرداری به نحو انتقال مال غیر ۱۳۵

۱۶- واخواهی از اتهام مشارکت در فروش مال غیر ۱۳۶

۱۷- عدم محقق گشتن جرم انتقال مال غیر در ثبت ملک به نام خود با جعل سند ۱۳۸

۱۸- در حکم کلاهبرداری بودن انتقال مال غیر و عدم جواز تخفیف مجازات ۱۴۱

۱۹- تعدد مادی جعل، استفاده از سند مجعول و انتقال مال غیر ۱۴۳

۲۰- تعدد معنوی جعل با انتقال مال غیر ۱۴۶

۲۱- شرکت در جرم انتقال مال غیر ۱۴۹

۲۲- زوال عنصر روانی در انتقال مال غیر ۱۵۳

۲۳- علم خریدار به عدم مالکیت فروشنده ۱۵۵

۲۴- فروش مال غیر و فسخ معامله ۱۵۷

۲۵- انتقال مال غیر یک قطعه زمین ۱۵۹

۲۶- تعدد معنوی تحصیل چک مسروقه با شروع به کلاهبرداری ۱۶۳

۲۷- مقدم بودن خیانت در امانت و تهیه سند مجعول و استفاده از سند مجعول ۱۷۳

۲۸- فروش منافع متعلق به غیر (سرقفلی) ۱۷۷

۲۹- لازمه مطالبه صاحب حق در تحقق جرم خیانت در امانت و انتقال مال غیر ۱۷۹

۳۰- اتهام فروش مال غیر و عدم حضور متهم برای دفاع از خود ۱۸۲

۳۱- تجدیدنظرخواهی از احکام صادره در مورد جعل بر استفاده از سند مجعول ۱۸۴

۳۲- برائت از اتهام انتقال مال غیر به دلیل فقدان ادله کافی برای اثبات جرم ۱۸۶

جرم انتقال مال غیر در نشست‌های قضائی ۱۸۹

۱- چگونگی رد مال در انتقال مال غیر ۱۹۱

۲- بررسی موردی از بزه انتقال مال غیر ۲۰۱

۳- مجازات راشی از باب انتقال مال غیر ۲۳۱

۴- ممنوعیت تعیین حبس کمتر از حداقل قانونی در مورد انتقال مال غیر ۲۳۲

۵- عنوان جزایی معرفی شخص دیگری به جای متوفا و امضای سند به جای او ۲۳۵

۶- تأثیر اعلام گذشت شاکی در بزه انتقال مال غیر ۲۳۷

۷- اثبات احراز سوءنیت در انتقال مال ۲۳۸

۸- طرح دعوای ابطال سند در فروش مال غیر ۲۴۱

۹- توافق با شهرداری نسبت به ملک غیر ۲۴۲

۱۰- عنوان جزایی فروش مال امانی توسط امین ۲۴۴

۱۱- فروش جهیزیه توسط زوج بدون اجازه زوجه ۲۴۵

۱۲- عنوان مجرمانه فروش اموال امانی ۲۴۷

۱۳- وجه تمایز معامله معارض و فروش مال غیر ۲۴۸

۱۴- مجازات انتقال مال غیر با سند رسمی ۲۵۰

۱۵- نحوه استرداد مال مورد انتقال در جرم انتقال مال غیر ۲۵۱

۱۶- حق شکایت انتقال گیرنده (خریدار) مال غیر در مقام شاکی خصوصی ۲۵۲

۱۷- فروش مال غیر با توجه به مقررات قانون ثبت اسناد و املاک ۲۵۳

۱۸- ادغام مجازات کلاهبرداری و معامله معارض ۲۵۴

۱۹- صدور حکم در دادگاه جزایی در باب ابطال سند ۲۵۶

۲۰- ابطال سند و رسیدگی حقوقی در مورد انتقال مال غیر ۲۵۷

جرم انتقال مال غیر در نظریه‌های مشورتی ۲۵۹

۱- انتقال مال غیر ۲۶۱

۲- قابل گذشت یا غیر قابل گذشت بودن انتقال ملک غیر ۲۶۱

۳- انتقال مفروز در ملک مشاعی توسط یکی از شرکا ۲۶۲

۴- فروش مال مشاع ۲۶۲

۵- قانون انتقال مال غیر ۲۶۲

۶- فروش مال غیر به‌عنوان مال خود ۲۶۳

۷- انتقال مال غیر بودن فروش مال مسروقه ۲۶۳

۸- انتقال مال غیر بودن، انتقال مجزای ماترک متوفی، توسط احد ورثه بدون اجازه سایر وراث ۲۶۴

۹- انتقال مال غیر به موجب سند رسمی صدور قرار اناطه ۲۶۴

۱۰- انتقال مال غیر و مجازات آن ۲۶۴

۱۱- انتقال مال غیر و احاله ۲۶۵

۱۲- مرور زمان در جرم کلاهبرداری ۲۶۶

۱۳- ملاک ارزش مال در زمان وقوع جرم ۲۶۷

۱۴- مرور زمان در جرم انتقال مال غیر بر اساس ماده ۱۰۹ قما ۲۶۷

۱۵- بیع فاسد بودن انتقال مال غیر و نحوه رد مال ۲۶۸

۱۶- رفتار واحد دارای عناوین مجرمانه متعدد ۲۷۰

جرم انتقال مال غیر در قوانین ومقررات ۲۷۳

قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر ۲۷۵

از قانون ثبت املاک و اسناد ۲۷۷

قانون مجازات اشخاصی که برای بردن مال غیر تبانی می نمایند ۲۸۲

از قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری ۲۸۳

منابع و مآخذ ۲۸۵

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جرم انتقال مال غیر در رویه دادگاه‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.