آثار-شرط-در-قرارداد
آثار-شرط-در-قراردادآثار-شرط-در-قرارداد

دعوای آثار شرط قرارداد در رویه دادگاه‌ها

320,000 ریال

عنوان کتاب: آثار شرط در رویه دادگاه‌ها

مؤلف: توحید زینالی ( وکیل پایه یک دادگستری )

ناشر: انتشارات چراغ دانش

نوبت چاپ: دوم/۱۳۹۶

قطع و تیراژ: وزیری/ ۱۰۰۰ نسخه

کدکتاب:۴۸

توضیحات

مشتمل بر :

دعوای آثار شرط قرارداد در رویه دادگاه‌ها

فهرست کلی

مقدمه..

معرفی ونمونه دادخواست دعوای آثار شرط…

آثار شرط در قرارداد..

مبحث اول: انواع شروط صحیح…

مبحث دوم: آثار اسقاط و انحلال عقد بر شروط ضمن آن..

مبحث سوم: شروط باطل…

آثار شرط در آرای دیوان‌عالی کشور.

مبحث اول :آرای وحدت رویه دیوان‌عالی کشور.

مبحث دوم: آرای اصراری دیوان‌عالی کشور.

مبحث سوم: آرای شعب دیوان‌عالی کشور.

آثار شرط در آرای دادگاه‌ها.

مبحث اول: آرای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر.

مبحث دوم: آرای دادگاه‌های انتظامی قضات…

آثار شرط در نشست‌های قضائی…

آثار شرط در نظریه‌های مشورتی…

آثار شرط در قوانین و مقررات قانونی…

از قانون مدنی

منابع و مآخذ..

 فهرست جزیی

مقدمه..

معرفی ونمونه دادخواست دعوای آثار شرط…

آثار شرط در قرارداد..

مبحث اول: انواع شروط صحیح…

گفتار دوم: شرط نتیجه.

گفتار سوم: شرط فعل..

مبحث دوم: آثار اسقاط و انحلال عقد بر شروط ضمن آن..

گفتار سوم: اثر انحلال معامله بر شروط..

مبحث سوم: شروط باطل…

نمونه دادخواست الزام به انجام شرط فعل به همراه مطالبه خسارت..

نمونه دادخواست الزام به انجام شرط فعل (تنظیم سند)

نمونه دادخواست فسخ قرارداد اجاره به جهت تخلف از شرط..

نمونه دادخواست تقاضای ابطال قرارداد به جهت شرط باطل و مبطل عقد.

نمونه دادخواست ابطال شرط باطل نه مبطل عقد.

آثار شرط در آرای دیوان‌عالی کشور.

مبحث اول :آرای وحدت رویه دیوان‌عالی کشور.

عدم امکان اعمال وکالت زوجه از زوج در طلاق به دلیل ازدواج زوج در صورت عدم تمکین زوجه

درج شرط در قرارداد اجاره و درخواست صدور اجراییه از دفترخانه.

شرط اجازه ولی دختر باکره در ازدواج..

مبحث دوم: آرای اصراری دیوان‌عالی کشور.

لزوم تحقق شرط مذکور در قرارداد.

شرط خلاف مقتضای عقد.

درج شرط الزام به تأدیه دو برابر بیعانه در صورت انجام تخلف در قول‌نامه.

مبحث سوم: آرای شعب دیوان‌عالی کشور.

شرط کردن تعمیرات بر عهده موجر و انجام آن توسط مستأجر.

عدم لزوم درج شرط استحقاق مستأجر به مال‌الاجاره در صورت عدم تحویل مورد اجاره

تأثیر شرط تأدیه اجرت‌المثل به میزان مال‌الاجاره.

درج شرط تحصیل اجازه از شوهر برای بیرون رفتن از خانه ضمن عقد.

تعهدات موجل و مشروط..

استحقاق بایع شرطی در مطالبه عواید مال مورد مطالبه.

درج شرط اختیار خانۀ معین در نکاح‌نامه.

خسارت تأخیر تأدیه در معاملات بیع شرطی..

الزام بر انجام تعهد متخلف از شرط..

شروط اجبار زوج به طلاق..

مبدأ مرور زمان در مطالبه ثمن معامله شرطی..

مرور زمان دعوای خواهان به‌عنوان مالکیت نسبت به ملک بیع شرطی..

شرط قبض در صحت حبس….

عدم پرداخت اجرت‌المثل و نحله در فرض وجود شرط تنصیف…

دعوای فسخ نکاح به دلیل پنهان کردن ازدواج قبلی..

شرط تنصیف اموال حاصله در مدت ازدواج..

تقدم شروط ضمن عقد در خصوص امور مالی بر ضوابط قانونی راجع به اجرت‌المثل یا نحله

آثار شرط در آرای دادگاه‌ها.

مبحث اول: آرای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر.

اجاره به شرط تملیک…

اعتبار شرط داوری با وجود اتمام مدت قرارداد.

عدم مرتفع شدن شرط داوری در صورت انقضای مدت اصل قرارداد.

اعتبار تعیین میزان خسارات ناشی از مستحق للغیر درآمدن مبیع به‌وسیله شرط..

اختلاف وصف مبیع با شرط قراردادی به‌عنوان عیب یا تخلف وصف…

تجدید تاریخ تنظیم سند رسمی به‌عنوان تبدیل تعهد.

شرط مطالبه ارش‌البکاره.

پرداخت، شرط رجوع ضامن به مضمون عنه.

شرط مطالبه اجرت توسط دلال..

بطلان شرط واگذاری حق طلاق به زوجه.

صحت شرط اعطای وکالت در طلاق به زوجه به‌عنوان شرط نتیجه.

شروط صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد.

صرف استطاعت مالی زوج شرط تجویز ازدواج مجدد.

شرط احراز نشوز زوجه.

تمکین با شرط تهیه مسکن و اثاث‌البیت متناسب…

شرط تمکین، امنیت روانی زوجه.

فسخ مبایعه‌نامه به علت تحقق شرط فاسخ..

رأی داوری به بطلان عقدی که مبنای داوری بوده است.

قلمرو شرط داوری..

داوری نسبت به اموال عمومی و دولتی..

عدم تسری شرط داوری به خسارات خارج از قرارداد.

فسخ قرارداد به دلیل ممتنع شدن شرط ضمن عقد.

اثر شرط اسقاط حق اقامه دعوا بر دعوا ناظر بر اجرای عقد صلح متضمن این شرط..

تقصیر سنگین شرط مسئولیت…

شرط حق تعیین مسکن توسط زوجه.

پذیرش خروج از کشور زوجه در ضمن عقد نکاح و لغو ممنوع‌الخروجی زوجه.

شرط محقق بودن دین برای مطالبه خسارت تأخیر تأدیه.

مطالبه، شرط تقاضای خسارت تأخیر تأدیه.

شرایط پرداخت وجه ضمانت‌نامه بانکی حسن انجام تعهدات..

عدم تعلق اجرت‌المثل در صورت وجود شرط تنصیف دارایی..

تهیه مسکن مناسب شرط الزام به تمکین..

تقاضای تخلیه ملک به دلیل تخلف از شرایط قراردادی..

تخلف مستأجر از شرط اجاره.

انحصار موارد فسخ و تخلیه در قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶٫

شرط عدم انتقال ملک موقوفه در قرارداد اجاره.

تغییر شغل، تخلف از شرط قرارداد اجاره.

غیر قانونی بودن شروط بر خلاف قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶٫

مبحث دوم: آرای دادگاه‌های انتظامی قضات…

تخلیه مورد اجاره به لحاظ تخلف از شرط مندرج..

تغییر شغل بر خلاف شرط مندرج در اجاره‌نامه.

عدم جواز درج شروط خلاف قانون در قراردادهای خصوصی..

بیع شرط بر اساس سند رسمی..

استرداد ادعای جعل وصیت‌نامه مشروط به انجام و تحقق امری دیگر.

تخلف مستأجر از شرط اجاره راجع به واگذاری مورد اجاره به غیر بدون اذن موجر.

آثار شرط در نشست‌های قضائی…

درج شرط فسخ معامله در صورت بلا محل بودن چک‌های تسلیمی..

تقاضای صدور اجراییه جهت دریافت مَهر پس از انصراف زوج از طلاق زوجه.

وکالت افراد عادی در تعقیب دعاوی..

جواز وکالت مطلق زوج به زوجه در طلاق دادن خود.

ملاک تعیین میزان خسارت احتمالی در مورد اسناد رسمی و تجاری..

شرط ضمن عقد اجاره اراضی موقوفه.

شرط کسر مبلغ قرارداد به ازای تأخیر و ادعای فورس‌ماژور.

حساب‌های قرض‌الحسنه و تأدیه اصل پول و خسارت تأخیر تأدیه.

آثار قرارداد فروش اقساطی و عدول از انجام تعهد.

اثر و ضمانت اجرای شرط در یک قرارداد بیع..

تبعات عدم حضور خریدار در موعد مقرر در دفترخانه.

شرایط اسقاط حق افراز خریدار ملک مشاعی در عقد بیع..

استفاده از حق فسخ برای مالک به‌منزله ممانعت از حق نیست…

وضعیت معامله در صورت موکول کردن پرداخت بخشی از ثمن به آینده.

واگذاری یک قطعه زمین به فرزند به شرط نگهداری از وی..

مال الصلح قرار دادن حقی که محقق نشده.

وثیقه قرار دادن مازاد وثیقه در قبال وثیقه مجدد.

تعیین سهمیه وراث در بیمه عمر توسط بیمه‌گذار.

اثبات وقایع حقوقی و ثبت آن‌ها

تقاضای الزام به تنظیم سند رسمی قبل از پرداخت ثمن معامله.

صدور حکم به پرداخت مابقی ثمن بدون توجه به تنظیم سند رسمی..

نحوه تصمیم‌گیری محاکم در خصوص عدم ایفای تعهد فروشنده در انتقال سند رسمی به نام خریدار در موعد مقرر

شرط حق فسخ معامله در صورت عدم تأدیه ثمن موجل در موعد مقرر.

صلح مهریه در مقابل حق حضانت فرزندان..

شرط عقد دائم در پایان مدت متعه.

شرط تحقق حق دلالی..

انتقال مورد اجاره خود از طرف یکی از مستأجرین..

اسقاط حق کسب و پیشه از خود به موجب شرط..

شرط خسارت تأخیر تأدیه در قراردادهای بانکی..

آثار شرط در نظریه‌های مشورتی…

شرط ضمن العقد واگذاری حق سکنی به زوجه.

شرط ضمن عقد نکاح..

مرجع اعطای معافیت از شرط سن ازدواج..

اثر شرط افزایش اجاره‌بها در صورت عدم تخلیه ملک…

اثر اسقاط حق کسب و پیشه در اجاره‌نامه.

تخلف مستأجر از شروط ضمن عقد.

شرط بلاعزل بودن وکیل..

شرط سازمان زمین شهری مبنی بر قابل انتقال بودن ملک تنها به شریک…

استفاده زوجه از وکالت، در صورت تحقق شرط وکالت…

شرط تنصیف دارایی زوج در صورت درخواست طلاق از جانب زوج..

شرط تنصیف دارایی به صورت شرط ضمن عقد.

تحصیل اجازه ازدواج مجدد نافی شروط ضمن عقد نیست.

عدم امکان ارجاع به داوری در طلاق در خصوص غایب بودن زوجه.

شرط حق انتخاب زوجه.

شرط بکارت درهنگام عقد.

جواز درج هر شرطی ضمن عقد ازدواج در صورت خلاف مقتضای عقد نبودن..

شرط در خصوص امور مالی ضمن عقد ازدواج..

وجود خیار فسخ در مدت عمر فروشنده در عقد بیع مدت‌دار.

شرط رجوع به داوری در قرارداد مربوط به اموال عمومی..

شرط ارجاع امر به داوری در قراردادهای بین باشگاه‌های ورزشی دولتی..

انتفاء شروط قرارداد به سبب فسخ یا اقاله.

تکلیف دادگاه در درج شرط داوری در قراردادی که اصل آن فسخ یا اقاله شده.

آثار شرط در قوانین و مقررات قانونی

از قانون مدنی

منابع و مآخذ

آثار شرط در قرارداد

شرط در معنای تخصصی حقوقی، عبارت است از تعهد مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط به عقد مشروط.‌ شرط، ماهیت اعتباری وابسته به عقد می‌باشد و یک عمل حقوقی مستقل نیست، با اقاله یا ابطال عقد، شرط نیز از بین خواهد رفت. در این خصوص ماده ۲۴۶ مقرر داشته است: «در صورتی که معامله به‌واسطه اقاله یا فسخ به هم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل می‌شود و اگر کسی که ملزم به انجام شرط بوده است عمل به ‌شرط کرده باشد می‌تواند عوض او را از مشروط‌له بگیرد.»

لازم به یادآوری است که «شرط و تعلیق» دو معنای متفاوت دارند به‌عنوان مثال، بین اینکه «خانه را فروختم به شرط اینکه خریدار آن را تعمیر کند» با «خانه را فروختم اگر خریدار آن را تعمیر کند» تفاوت بسیار است در اولی عقد بیع واقع شده است و «تعمیرکردن» شرط ضمن بیع است و در صورت تخلف حسب مورد متعهد‌له حق اجبار متعهد یا فسخ معامله را دارد ولی در حالت دوم تحقق عقد معلق به تحقق شرط شده است اگر شرط محقق نگردد، عقد واقع نشده است. [۱]

مبحث اول: انواع شروط صحیح

قانون مدنی در ماده ۲۳۴ شروط ضمن عقد را در سه قسم « شرط صفت، شرط نتیجه، شرط فعل.» معرفی کرده که مجالی است هریک را به‌طور جداگانه مورد مطالعه قرار دهیم تا آثار و ضمانت اجرایی آن‌ها روشن شود.

گفتار اول: شرط صفت

شرط صفت شرطی است که مربوط به صفات مورد معامله می‌باشد؛ بنابراین اگر در یک معامله معلوم شود که مبیع فاقد وصف موردنظر بوده است مشروط له خواهد توانست معامله را به استناد خیار تخلف از شرط صفت فسخ کند.

بند اول- نکات شرط صفت: درخصوص شرط صفت ذکر دو نکته ضروری است:

۱٫ شرط صفت ممکن است مربوط به کیفیت و یا کمیت مورد معامله باشد که در ذیل هریک را توضیح می‌دهیم.

۱-۱٫ شرط کیفیت: شرطی است که مربوط به وضعیت مورد معامله از قبیل جنس، بافت، رنگ، شکل و نقشه می‌باشد.

۱-۲٫ شرط کمیت: شرطی است که مربوط به مقدار و کمیت مورد معامله می‌باشد.

تعیین کمیت معمولاً نقش اساسی در صحت معامله دارد. چنان چه عدم تعیین مقدار کمیت عرفاً سبب مبهم شدن مورد معامله گردد، موجب بطلان معامله خواهد شد؛ اما در مواردی که کمیت نقش اساسی در معلوم شدن و رفع ابهام از مورد معامله نداشته باشد و فقط به صورت شرط فسخ معامله درج گردد، سبب بطلان معامله نخواهد شد و مشروط‌له فقط حق فسخ خواهد داشت. ماده ۳۵۵ ق.م. در این مورد بیان می‌دارد: «اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است مشتری حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است بایع می‎تواند آن را فسخ کند مگر اینکه در هر دو صورت طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.»

۲٫ شرط صفت در مورد معامله با «عین خارجی و کلی در معین» تحقق می‌یابد در صورتی که مورد معامله «کلی فی‌الذمه» باشد، شرط صفت درج شده در آن حکم شرط نتیجه است و آثار شرط صفت را نخواهد داشت. مثلاً اگر شخصی ۵ تن برنج به دیگری بفروشد، به شرط اینکه این ۵ تن برنج محصول مزرعه معین باشد. چنانچه فروشنده از مزرعه دیگری ۵ تن برنج را تسلیم خریدار نماید، خریدار حق فسخ معامله را نخواهد داشت؛ زیرا در چنین حالتی فسخ معامله تنها راه خلاف وصف درآمدن مبیع نیست بلکه خریدار می‌تواند برنج‌ها را برگرداند و فروشنده را الزام به تسلیم نمودن مورد معامله با وصف تعیین شده بنماید.

بند دوم- تفاوت شرط صفت با تعلیق به صفت: شرط صفت راجع به کمیت یا کیفیت مورد معامله می‌باشد؛ بنابراین، «شرط صفت» متصل کردن وصفی از اوصاف به مورد معامله است درحالی که «تعلیق به صفت» معلق کردن تحقق عقد به وجود صفتی در مورد معامله می‌باشد.

بند سوم- ضمانت اجرای فقدان شرط صفت: ماده ۲۳۵ ق.م. در مقام بیان ضمانت اجرای فقدان شرط صفت مقرر می‌دارد: «هرگاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.»

گفتار دوم: شرط نتیجه

اگر در ضمن عقد، نتیجه یا اثر یک عقد یا ایقاع دیگر شرط شود آن را شرط نتیجه گویند که به تشریح هریک می‌پردازیم.

بند اول- اگر در ضمن عقد، نتیجۀ یک عقد دیگر شرط شود: ممکن است متعاقدین نتیجۀ به وجود آمدن و محقق شدن یک عقد دیگر را در زمان تنظیم قرارداد اصلی مانند مبایعه‌نامه شرط کنند. به فرض مثال آقای (الف) و (ب) ضمن تنظیم عقد بیع شرط می‌کنند که آقای (ب) وکالت انجام کارهای آقای (الف) را برعهده بگیرد در این حالت هم زمان با ایجاد عقد بیع، عقد وکالت نیز محقق می‌شود.

بند دوم- در ضمن عقد، نتیجۀ یک ایقاع شرط شود: همانند بند اول اطراف قرارداد ضمن عقد اصلی محقق شدن یک عمل حقوقی به صورت ایقاع را شرط می کنند.

به محض انعقاد عقد اصلی قالب حقوقی ایقاع نیز ایجاد می‌شود مانند اینکه شخص الف با ب قرارداد فروش تنظیم می کند و ضمن این قرارداد شرط می شود که دیون ب ابراء گردد. در این صورت به محض انعقاد عقد فروش، ب بریء خواهد شد.

شرط نتیجه نباید تشریفاتی باشد و اگر تشریفاتی باشد باطل است چون شرط نتیجه باید فوری بیاید تا عقد منعقد شود (ماده ۲۳۶ قانون مدنی) اگر تشریفاتی باشد شرط باطل و عقد صحیح است؛ بنابراین، این شرط در صورتی که حصول آن موقوف به سبب خاص نباشد به نفس اشتراط حاصل می‌شود مانند اینکه در ضمن عقد آپارتمان به مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال فروشنده شرط کند که ماشین خریدار، ملک فروشنده شود، در اینجا انتقال مالکیت ماشین به فروشنده، ضمن معامله آپارتمان شرط شده است و به نفس درج شرط مزبور در صورتی که مانع قانونی وجود نداشته باشد، نتیجه حاصل خواهد شد. ماده ۲۳۶ ق.م. مقرر می‌دارد: «شرط نتیجه در صورتی که حصول آن نتیجه، موقوف به سبب خاصی نباشد، آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل می‌شود» در صورتی که حصول نتیجه موقوف به سبب خاصی باشد، نمی‌توان به صرف اشتراط، نتیجه موردنظر محقق شود مانند آنکه وقوع طلاق ضمن معاملۀ خاصی شرط شود در این مورد به صرف درج شرط، نتیجه محقق نخواهد شد چون وقوع طلاق مطابق ماده ۱۱۳۴ ق.م. نیاز به تشریفات خاص دارد.

بند سوم- ضمانت اجرای تخلف از شرط نتیجه: در صورت تخلف از شرط نتیجه مشروط‌له حق فسخ معامله را دارد از جمله مصادیق شرط نتیجه در قانون مدنی می‌توان به مواد ۴۴۸، ۶۷۹ و ۷۷۹ ق.م. اشاره کرد.

نمونه دادخواست الزام به ایفای تعهدات قراردادی

مشخصات طرفین نام نام خانوادگی نام پدر سن شغل محل اقامت- خیابان کوچه پلاک- کدپستی
خواهان            
خوانده            
وکیل            
خواسته یا موضوع الزام به تنظیم سند رسمی انتقال پلاک ثبتی…………/ ………….بخش…………… و نیز تحویل مبیع مقوم به ……..ریال به انضمام کلیه خسارات قانونی با صدور دستور موقت
دلایل و منضمات کپی مصدق: ۱- قرارداد مورخ ………… ۲- پایان کار ۳- گواهی دفترخانه، ۴- دلیل پرداخت ثمن، ۴- استعلام ثبتی ۵- صورت‌مجلس تفکیکی عندالوجود، ۶- استعلام ثبتی
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی
احتراماً به استحضار می‌رساند:

اینجانب به نشانی مذکور برابر قرارداد مورخ……………… دانگ ………باب خانه جزء پلاک ثبتی………… بخش……………. را از خوانده/ خواندگان خریداری نموده و بهای آن نیز پرداخت شده است. علی‌رغم ایفاء تعهداتم به‌عنوان خریدار، متأسفانه خوانده/ خواندگان مذکور از اجرای مفاد قراردادی خود امتناع نموده‌اند. اینک اولاً پیش از حلول جلسه رسیدگی صدور دستور استعلام ثبتی و صدور گواهی توسط دفتر دادگاه جهت اخذ تأییدیه حضور در دفترخانه و با وصول پاسخ استعلام صدور دستور موقت بر منع نقل و انتقال پلاک مذکور استدعا می‌شود. ثانیاً با عنایت به‌مراتب فوق و امتناع خوانده/ خواندگان از اجرای مفاد قرارداد، صدور حکم محکومیت ایشان به تنظیم سند رسمی انتقال مورد معامله و تحویل مبیع به اینجانب به استناد مواد ۱۰، ۲۲۰ الی ۲۲۵، ۲۳۸، ۲۳۹ و ۱۳۰۱ قانون مدنی به انضمام جمیع لوازم و لواحق شرعیه و عرفیه و خسارات و هزینه دادرسی درخواست می‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محل امضاء مهر اثر انگشت  
شماره و تاریخ ثبت دادخواست ریاست محترم شعبه ………… دادگاه …………… رسیدگی فرمایید.

نام و نام خانوادگی ارجاع

 

آرای وحدت رویه دیوان‌عالی کشور

 عدم امکان اعمال وکالت زوجه از زوج در طلاق به دلیل ازدواج زوج در صورت عدم تمکین زوجه

در صورتی که زوجه بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع ورزد با اثبات مراتب از ناحیه زوج در دادگاه و اخذ اجازه ازدواج وکالت زوجه از زوج در طلاق محقّق و قابل اعمال نیست.

شماره رأی: ۷۱۶

تاریخ رأی: ۲۰/۷/۱۳۸۹

مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور

گزارش وحدت رویه ردیف ۸۹/۷ هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور با مقدمه مربوطه و رأی آن به شرح ذیل تنظیم و جهت چاپ و نشر ایفاد می‌گردد.

معاون قضائی دیوان‌عالی کشور ـ ابراهیم ابراهیمی

الف) مقدمه

جلسه هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف ۸۹/۷ رأس ساعت ۹ روز سه‌شنبه مورخه ۲۰/۷/۱۳۸۹ به ریاست حضرت آیت‌ا… احمد محسنی‌گرکانی رئیس دیوان‌عالی کشور و حضور حضرت آیت‌ا… محسنی‌اژه‌ای دادستان کل کشور و شرکت اعضای شعب مختلف دیوان‌عالی کشور، در سالن هیئت عمومی تشکیل و پس از تلاوت آیاتی از کلام‌ا… مجید و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت‌کننده در خصوص مورد و استماع نظریه نماینده جناب آقای دادستان کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس می‌گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضائی شماره ۷۱۶ ـ ۲۰/۷/۱۳۸۹ منتهی گردید.

ب) گزارش پرونده

با احترام، حسب اعلام رئیس محترم حوزه قضائی فامنین، شعب دادگاه تجدیدنظر استان همدان در مواردی که زوج با اجازه دادگاه و بدون اذن زوجه ازدواج مجدد نموده و زوجه از دادگاه به استناد شرط ضمن عقد نکاح درخواست طلاق نموده، آراء مختلفی صادر کرده‌اند. خلاصه جریان پرنده‌های مربوطه را به شرح زیر به عرض می‌رساند:

۱٫ به‌موجب پرونده شماره ۸۴/۱۱۳۲/۱ شعبه اول دادگاه عمومی فامنین خانم سمیه لطیفی در تاریخ ۱۴/۹/۱۳۸۴ دادخواستی به طرفیت همسرش آقای احمد روشنی به خواسته صدور حکم طلاق به دادگاه عمومی فامنین تقـدیم داشته که به شماره فوق ثـبت و در جریان رسیدگی قرار گرفته است. نام‌برده در دادخواست و همچنین در جلسه اول دادرسی اظهار داشته که در تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۸۱ به عقد رسمی و شرعی خوانده درآمده، ولی قبل از عروسی اختلافاتی بین آنان بروز کرده که منتهی به تشکیل چندین پرونده گردیده و به علت ازدواج مجدد خوانده به استناد بند ۱۲ از شروط ضمن عقد نکاح تقاضای صدور حکم طلاق نموده است. خوانده دفاعاً اظهار داشته که چون خواهان از او تمکین ننموده و با وجود صدور حکم محکومیت به تمکین نیز حاضر به تمکین نشده از دادگاه اجازه ازدواج مجدد اخذ و دختری را به عقد موقت خود درآورده است. تصاویر احکام مورد استناد خوانده که از دادگاه‌های عمومی و تجدیدنظر استان قم صادرشده به دادگاه ارائه گردیده است. دادگاه پس از استماع اظهارات زوجین و شهود تعرفه شده از سوی زوجه قرار ارجاع امر به داوری را صادر کرده که قرار مزبور اجرا شده، سپس به شرح دادنامه شماره ۱۴۰۲ ـ ۲۴/۱۰/۱۳۸۴ پس از بیان موضوع دعوا و خلاصه اظهارات طرفین، تحقق بند ۱۲ از شرایط ضمن‌العقد مندرج در نکاح نامه رسمی را محرز دانسته و به استناد مواد ۲۳۴، ۲۳۷، ۱۱۱۹، ۱۳۱۲، ۱۳۲۱ و ۱۳۲۴ قانون مدنی و ماده ۴ قانون ازدواج و ماده ۹ قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین را صادر نموده و ضمن بیان میزان مهریه خواهان و نحوه دریافت آن به زوجه اجازه داده تا به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و پس از اجرای صیغه طلاق با اعمال وکالت حاصل از طریق تحقق شرط ضمن‌العقد نسبت به ثبت رسمی آن اقدام کند و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتاً و نیز به وکالت از شوهرش امضاء نماید. نوع طلاق به لحاظ غیرمدخوله بودن زوجه بائن اعلام شده است. بر اثر تجدیدنظرخواهی خوانده پرونده در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان همدان مطرح رسیدگی قرار گرفته و این شعبه طبق دادنامه شماره ۸۵/۲۷۸ ـ ۳۱/۳/۱۳۸۵ رأی دادگاه نخستین را تأیید کرده است. از دادنامه اخیر به گواهی دفتر دادگاه، فرجام‌خواهی نشده است.

۲٫ حسب پرونده شماره ۸۷/۵۷۶/۱ شعبه اول دادگاه عمومی فامنین خانم زهرا محمدعلی‌خانی در تاریخ ۶/۶/۱۳۸۷ دادخواستی به طرفیت همسرش آقای عباس یعقوبی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به‌منظور اجرای صیغه طلاق به دادگاه عمومی فامنین تقدیم و ضمن آن اظهار داشته است که زوج با او سوءرفتار شدید دارد و بدون اجازه او اقدام به ازدواج نموده و برای او عسر و حرج ایجاد شده است. پرونده به شعبه اول دادگاه ارجاع گردیده و در جریان رسیدگی قرار گرفته است. در جلسه اول دادرسی که با حضور خواهان و در غیاب خوانده که با وجود ابلاغ اخطاریه حاضر نگردیده، تشکیل‌شده خواهان با ادای توضیحاتی پیرامون اختلافاتش با خوانده و پرونده‌هایی که در مورد مطالبه مهریه و جهیزیه تشکیل داده و منتهی به صدور آراء قطعی گردیده، به علت این‌که خوانده بدون اجازه او مجدداً ازدواج و به این ترتیب از شرط مقرر در بند ۱۲ نکاح نامه تخلف کرده تقاضای اعمال وکالت در طلاق خود را نموده است. خوانده در لایحه‌ای که بعد از جلسه اول دادرسی به دادگاه تقدیم داشته اظهار نموده که خواهان از او تمکین نداشته و با وجود صدور حکم محکومیت بر تمکین حاضر به تمکین نشده و او با اخذ اجازه از دادگاه اقدام به ازدواج نموده است. تصاویر احکام مورد استناد خود را نیز ارائه نموده است. دادگاه پس از ارجاع امر به داوری و اظهارنظر داوران سرانجام به‌موجب دادنامه شماره ۹۵ ـ ۲/۲/۱۳۸۸ بعد از بیان موضوع دعوا و خلاصه اظهارات زوجین تخلف خوانده از شرط ضمن عقد نکاح را محرز و مسلّم دانسته و با استناد به مواد ۲۳۴، ۲۳۷ و ۱۱۱۹ قانون مدنی و ماده ۴ قانون ازدواج و ماده ۱۰ قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش صادر نموده و ضمن بیان این‌که زوجه مهریه و جهیزیه خود را در پرونده‌های دیگری مطالبه نموده و نفقه معوقه را نیز جداگانه مطالبه می‌نماید به زوجه اجازه داده است تا به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و پس از اجرای صیغه طلاق با اعمال وکالت حاصل از طریق تحقق شرط ضمن‌العقد نسبت به ثبت رسمی طلاق اقدام و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتاً و نیز به وکالت از شوهرش امضاء نماید. نوع طلاق بائن اعلام شده است. بر اثر تجدیدنظرخواهی زوج پرونده در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان مطرح رسیدگی قرار گرفته و این شعبه طبق دادنامه شماره ۶۴۰۰۸۵۲ ـ ۱۹/۵/۱۳۸۸ خلاصتاً با این استدلال که تحقق شرط اعمال وکالت در طلاق برای زوجه موضوع بند ۱۲ نکاح‌نامه مختص به موردی است که زوج بدون امتناع زوجه از تمکین و بدون اجازه دادگاه ازدواج نماید و در صورت امتناع زوجه از تمکین و ازدواج مجدد زوج با اجازه دادگاه، شرط مزبور محقق نخواهد شد، تجدیدنظرخواهی را وارد تشخیص داده و ضمن نقض رأی تجدیدنظرخواسته حکم بر بطلان دعوا خواهان بدوی (زوجه) صادر کرده است. به گواهی دفتر دادگاه از این رأی فرجام‌خواهی نگردیده است.

آرای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر

اجاره به شرط تملیک

شماره دادنامه: ۹۱۰۹۹۷۰۲۶۹۴۰۰۲۸۹

تاریخ: ۱۳/۹/۱۳۹۱

رأی شعبه ۲۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران

در خصوص دادخواست خانم (س.ص.) به وکالت از بانک (پ.) به طرفیت خانم (ج.ح.) و آقای (غ.ب.) به خواسته محکومیت تضامنی خواندگان به پرداخت اجور معوقه و خسارات قراردادی مبلغ ۱۲۲٫۲۸۸٫۶۹۰ ریال ناشی از قرارداد اجاره به شماره ۰۷۸۶۹-۳/۱۲/۸۴ و مطالبه خسارات تأخیر تأدیه و دادرسی با توجه به اوراق پرونده وکیل خواهان اظهار نمود به‌موجب قرارداد مذکور یک دستگاه اتومبیل سپند pk با شماره انتظامی… به خوانده اول به‌شرط تملیک اجاره داده شد و خوانده دوم پرداخت اجاره‌بها را تضمین نمود تاکنون به تعهدات عمل نکردند و تقاضای صدور حکم نمودند. خواندگان جهت شرکت در جلسه دادرسی دعوت شدند پاسخی ارسال ننمودند. دادگاه با توجه به قرارداد مذکور و عدم پاسخ به دعوا از سوی خواندگان و مدارک مالکیت خواهان دعوا را ثابت دانسته به استناد ماده ۱۰ قانون مدنی خواندگان متضامناً به پرداخت ۱۲۲۲۸۸۶۹۰ ریال به‌عنوان اصل خواسته و نیز به پرداخت مبلغ ۲٫۴۵۰٫۸۰۰ ریال هزینه دادرسی و نیز به پرداخت حق‌الوکاله طبق تعرفه و همچنین به استناد ماده ۵۲۲- ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه به مأخذ شاخص سالانه بانک مرکزی از تاریخ تقدیم دادخواست مورخ ۱۰/۲/۹۱ لغایت اجرای حکم در حق خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره غیابی است ظرف بیست روز دیگر قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه ۲۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران- شجاع

رأی شعبه ۵۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظرخواهی خانم (س.ص.) به وکالت از بانک (پ.) به طرفیت خانم (ج.ح.) و آقای (غ.ب.) نسبت به آن قسمت از دادنامه شماره ۵۱۵ مورخ ۲۱/۵/۹۱ شعبه ۲۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران که طی آن ] در[دعوا تجدیدنظرخواه پیرامون آن بخش از خواسته ایشان متضمن مطالبه خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ ۱۰/۲/۹۱ تا اجرای حکم بر مبنای مفاد قرارداد حکم به محکومیت تضامنی تجدیدنظر خواندگان بر اساس شاخص سالانه بانک مرکزی صادر گردیده وارد و موجه می‌باشد زیرا در تبصره ۲ ذیل ماده ۴ قرارداد اجاره به‌شرط تملیک مربوط به یک دستگاه سپند PK تنظیمی فی‌مابین متداعیین مقرر شده در صورت تأخیر در پرداخت اقساط مال‌الاجاره خسارتی معادل ۵۵/۱۰ واحد بر مبنای ۱۰۰۰۰ در روز پرداخت گردد و به عبارتی به نحو دیگری غیر از مصادیق ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مصالحه کرده‌اند برابر مستفاد قانون الصاق ۲ تبصره به ماده ۱۵ قانون اصلاحی قانون عملیات بانکی بدون ربا خسارت موردنظر باید به ترتیبی که در قرارداد تنظیمی طرفین مقرر شده پرداخت گردد نظر به‌مراتب این قسمت از دادنامه بدوی را واجد اشکال دانسته با استناد به ماده ۳۴۸ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض رأی در این مورد تجدیدنظر خواندگان را متضامناً به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه از ۱۰/۲/۹۱ لغایت اجرای حکم بر مبنای مفاد قرارداد تنظیمی در حق تجدیدنظرخواه محکوم می‌نماید. رأی صادره قطعی است.[۱]

رئیس شعبه ۵۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران- مستشار دادگاه

حضرتی- کیازاد

اعتبار شرط داوری با وجود اتمام مدت قرارداد

اتمام مدت قرارداد، تأثیری بر اعتبار شرط داوری ندارد.

شماره دادنامه: ۹۱۰۹۹۷۰۲۷۰۴۰۱۲۹۵

تاریخ: ۱۳/۱۰/۱۳۹۱

رأی شعبه ۱۵۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران

در خصوص دادخواست ۱٫ (س.) ۲٫ (س.) ۳٫ (س.) هر سه به شهرت. (ح.) به طرفیت ۱٫ (ق.ت.) ۲٫ (ع.ب.) به خواسته اجرت‌المثل تصرف ساختمان موضوع در پلاک ۲۷۵/۳۹۴۸ به میزان قدرالسهم به انضمام خسارات دادرسی. با توجه به محتویات پرونده و قرارداد منعقده فی‌مابین طرفین دعوا نظر به این‌که به استناد بند ۱۲ قرارداد در صورت حدوث اختلاف موضوع به داوری ارجاع خواهد شد و در این بند ضمن معرفی داوران بیان گردیده چنان‌که داوران به توافق نرسیدند از کانون کارشناسان دادگستری داور سوم تعیین خواهد شد. لذا دعوا خواهان به کیفیت مطروحه قابلیت استماع نداشته و به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا خواهان صادر و اعلام می‌دارد. قرار صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

رئیس شعبه ۱۵۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران- استواری

رأی شعبه ۵۹ دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظرخواهی (س.)، (س.) و (س.) همگی (ح.) به طرفیت (ق.ت.) و (ع.ب.) به شرح دادخواست تجدیدنظر نسبت به دادنامه شماره ۹۰۰۷۷۱-۱۷/۱۱/۹۰ شعبه ۱۵۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران که متضمن صدور قرار ر دعوا مطالبه اجرت‌المثل تصرف ساختمان موضوع پلاک ثبتی ۲۷۵/۳۹۴۸ است، وارد و مؤثر نمی‌باشد؛ زیرا وفق ماده ۱۲ قرارداد مشارکت مدنی فی‌مابین، در صورت بروز اختلاف مواد مشارکت نامه تفسیر و رفع اختلاف به عهده حکمین مرضی‌الطرفین قرار داده شده و اختلاف فعلی فی‌الواقع موضوع ماده ۹ (تقسیم واحدها) می‌باشد. حال اگر چه مدت قرارداد از حیث زمان ساخت آن به پایان رسیده ولی نزاع بر سر کیفیت تقسیم پابرجاست و ابتدا می‌بایست به حکمین مراجعه گردد. فلذا و با عنایت به جمیع محتویات پرونده دادنامه بدوی مطابق با موازین قانونی و با رعایت اصول دادرسی صادر گردیده و اعتراض موجه و ایراد مؤثری که موجبات نقض و بی‌اعتباری آن را فراهم آورد، در این مرحله از دادرسی به عمل نیامده و موضوع تجدیدنظرخواهی با هیچ‌یک از جهات مندرج در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مقررات ماده ۳۵۸ همان قانون دادنامه تجدیدنظر خواسته را عیناً تأیید و استوار می‌نماید. رأی صادره قطعی است.[۲]

رئیس شعبه ۵۹ دادگاه تجدیدنظر استان تهران- مستشار دادگاه

نجفی- عاشورخانی

 عدم مرتفع شدن شرط داوری در صورت انقضای مدت اصل قرارداد

صرف انقضای مدت اصل قرارداد، نمی‌تواند موجبات مرتفع شدن شرط داوری گردد.

شماره دادنامه:۹۱۰۹۹۷۰۲۶۵۰۰۰۴۵

تاریخ: ۳۰/۱۰/۱۳۹۱

رأی شعبه ۲۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران

در خصوص دعوای (ش.) با وکالت خانم (ف.ص.) به طرفیت (ش.) به خواسته صدور حکم به استرداد ۱۷ پالت قالب‌های پلاستیکی مطابق قرارداد شماره ۳۶۲، بدواً صدور حکم به تنفیذ فسخ قرارداد، با توجه به اتمام تاریخ قرارداد و عدول خوانده از انجام مورد قرارداد برابر اظهارنامه ارسالی با احتساب کلیه هزینه‌ها. نظر به این‌که در ماده ۶ قرارداد، مستند دعوای خواهان توافق به حل اختلاف توسط داور به عمل آمده است؛ بنابراین قبل از تمسک به داوری، دادگاه حق رسیدگی به دعوا را ندارد، در نتیجه به استناد مواد ۲ و ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی، قرار رد دعوا خواهان صادر و اعلام می‌گردد. رأی صادره ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه ۲۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران- کلانتریان

رأی شعبه ۵۲ دادگاه تجدیدنظر تهران

در خصوص تجدیدنظرخواهی (ش.) با وکالت خانم (ف.م.) به طرفیت (ش.) نسبت به دادنامه ۷۱۰-۱۵/۸/۹۱ صادره از شعبه ۲۷ دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر اساس دعوا مطروحه، تجدیدنظرخواه به استناد بند ۶ قرارداد به لحاظ داوری، قرار رد دعوا صادر شده است. دادگاه با ملاحظه محتویات پرونده و اظهارات و مدارک مضبوط در آن، صرف‌نظر از نحوه تنظیم ماده ۲ قرارداد مدرکیه، نظر به اینکه صرف انقضا مدت اصل قرارداد، نمی‌تواند موجبات مرتفع شدن شرط داور گردد؛ چرا که اختلافات ناشی از قرارداد مذکور مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت؛ بنابراین تجدیدنظرخواهی به نحوی نیست که موجبات نقض دادگاه خواسته را فراهم نماید و با شقوق ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد. ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه موصوف به استناد ماده ۳۵۸ همان قانون دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید می‌گردد. رأی صادره قطعی است.[۳]

 درج شرط فسخ معامله در صورت بلا محل بودن چک‌های تسلیمی

پرسش: شخص (الف) یک دستگاه آپارتمان به شخص (ب) می‌فروشد. در معامله شرط شده که در صورت بلامحل بودن هریک از چک‌های تسلیمی از بابت ثمن معامله، فروشنده حق فسخ معامله را خواهد داشت. قبل از موعد سررسید چک‌ها، شخص (ب) مبیع را به شخص (ج) می‌فروشد و به جهت بلامحل بودن چک‌ها شخص (الف) نیز دعوای فسخ معامله را علیه (ب) مطرح و حکم قطعی فسخ معامله به لحاظ اعمال خیار از جانب شخص (الف) صادر می‌شود. شخص (ج) نسبت به حکم صادره دعوای اعتراض ثالث به طرفیت شخص (الف) و (ب) اقامه کرده است و مدعی شده که وجه چک‌های موردنظر قبل از سررسید به‌صورت نقد پرداخت شده است. آیا دعوای اعتراض ثالث قابلیت استماع دارد؟۱

نظر اکثریت

با عنایت به اینکه ملاک اعتراض شخص ثالث تضرر از حکم و ورود خلل به حقوق وی است و با توجه به اینکه در مانحن‌فیه معامله اول موجب تزلزل معامله دوم شده و موجبات اخلال در حقوق (ج) را فراهم کرده است، اگر (ج) اثبات کند که معامله اول صحیح بوده و قبل از حلول سررسید، مبلغ چک‌ها تأدیه شده است در این صورت معامله کامل است و اعتراض (ج) به‌عنوان ثالث استماع است. لکن (ج) باید از شرط معامله اول آگاهی نداشته باشد چرا که در غیر این صورت مشمول قاعده اقدام می‌شود.

نظر اقلیت

نظر به اینکه با فسخ معامله (الف) و (ب) معامله دوم به قوت خود باقی است؛ چراکه معامله دوم صحیحاً واقع شده است و در ماده ۴۵۵ قانون مدنی مقر شده که اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد، فسخ معامله موجب تضییع حق او نمی‌شود که در مانحن فیه نیز چنین است، حق (ج) به جای خود باقی است؛ بنابراین، نیازی به اعتراض ثالث وجود ندارد و از طرفی در موضوع معنونه شرایط شکلی دعوای اعتراض ثالث نیز وجود ندارد در صورتی به (ج) ضرر وارد می‌شود که معامله (ب) و (ج) و نیز فسخ شود. در حقیقت قبل از ورود به ماهیت دعوا باید شرایط شکلی دعوا وجود داشته باشد. لهذا در مانحن‌فیه شرایط شکلی از جمله ورود ضرر به حقوق شخص ثالث در دعوا وجود ندارد. از این رو دعوای اعتراض شخص ثالث قابل استماع نیست.

نظر کمیسیون نشست قضائی (۱) مدنی

 مطابق مقررات مواد ۴۱۷ و ۴۱۸ و بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۷۹ چنانچه در خصوص دعوایی رأیی صادر شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد آورد و آن شخص یا نماینده او در دادرسی که منتهی به رأی شده است به‌عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته باشد، می‌تواند به آن رأی اعتراض کند. در فرض سؤال در صورتی که شرط خلاف ضمن عقد نشده باشد نظر به اینکه شخص ثالث قائم‌مقام حقوق و تعهدات خریدار اول شده و مدعی است که وجه چک‌ها را به‌صورت نقدی قبل از سررسید پرداخت کند، تردیدی وجود ندارد که رأی صادره که منشأ انتقال ملک را به وی فسخ کرده به حقوق مکتسبۀ وی خلل وارد می‌سازد مگر اینکه عدم تصرفات نافله در قرارداد اول تا وصول وجه چک‌ها شرط شده باشد. در این صورت موضوع منطبق با ذیل ماده ۴۵۵ قانون مدنی خواهد بود.

 تقاضای صدور اجراییه جهت دریافت مَهر پس از انصراف زوج از طلاق زوجه

پرسش: چنانچه زوج، متقاضی طلاق شود و حکم محکمه نیز به طلاق زوجه با شرط پرداخت مَهر زوجه صادر شود و آنگاه زوج از طلاق منصرف شود، آیا زوجه می‌تواند بر اساس همین حکم، متقاضی صدور اجراییه جهت دریافت مَهرش که مورد لحوق حکم قرار گرفته، بشود؟۱

اتفاق‌نظر

چون در فرض سؤال، دادخواست طلاق توسط زوج تسلیم محکمه شده است پس زوجه، خوانده دعوای اخیر شناخته می‌شود. به عبارتی از سوی زوجه نه ادعایی به طرفیت زوج مطرح شده و نه حکم قابل اجرایی علیه او اصدار یافته است زوجه با استناد به چنین حکمی نمی‌تواند متقاضی دریافت مَهرش باشد، بلکه می‌تواند برای دریافت مَهر مافی‌القباله از طریق مراجعه به اداره ثبت اسناد و درخواست صدور اجراییه و یا با تسلیم دادخواست جداگانه، اقدام نماید.

نظر کمیسیون نشست قضائی

چون در فرض سؤال، دادخواست طلاق از ناحیه زوج تسلیم شده، پس زوجه، خوانده دعوای اخیر شناخته می‌شود؛ به عبارت دیگر نه از سوی زوجه ادعایی به طرفیت زوج مطرح شده و نه حکم قابل اجرایی علیه او اصدار یافته است لذا زوجه با استناد به چنین حکمی نمی‌تواند متقاضی دریافت مَهرش باشد، بلکه می‌تواند برای دریافت مَهر مافی‌القباله به دادگاه صلاحیت‌دار، دادخواست تقدیم یا جهت دریافت مَهر خود به دایره اجرای ثبت اسناد مراجعه نماید.

 وکالت افراد عادی در تعقیب دعاوی

پرسش: آیا افراد عادی (غیر از وکلای رسمی دادگستری) می‌توانند وکالت در تعقیب دعاوی را به عهده بگیرند یا خیر؟[۱]

در ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب ۱۳۷۰ در خصوص انتخاب وکیل قید شده است که اصحاب دعوا حق انتخاب وکیل دارند و به وکیل رسمی اشاره نشده است از طرفی ملاحظه شده است در بعضی از پرونده‌های قتل عمد افراد عادی (بعضی از اولیای دم به وکالت بعضی دیگر) پرونده را تعقیب کرده‌اند که به تأیید دیوان‌عالی کشور نیز رسیده است؛ این ابهامات موجب طرح سؤال شده است؟

اتفاق‌نظر

با عنایت به مواد ۱ و ۲ و ۵۵ قانون وکالت و ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی در امور مدنی شرط طرح و تعقیب دعوا به‌عنوان وکیل، داشتن پروانه رسمی وکالت یا کارآموزی وکالت با رعایت مقررات مربوط است و افراد عادی صرفاً در حد مقررات ماده ۲ قانون وکالت برای اقربای خود با شرایط مندرج در ماده ۱۲ آن قانون حق دخالت در پرونده را دارند. بدیهی است در موارد خاصی که اجازه دخالت غیر وکلا در جریان دادرسی داده شده است مثل تبصره ۲ ماده ۱۲ آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۴ هیئت وزرا در صورت نسخ و در همان میزان مورد اجازه، اقدام خواهد شد.

نظر کمیسیون نشست قضائی

 به‌موجب ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در دعاوی حقوقی، وکلای متداعیین باید دارای شرایطی باشند که به‌موجب قوانین راجع به وکالت در دادگاه‌ها برای آن‌ها مقرر شده است. همچنین طبق ماده ۱۸۵ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، در کلیه امور جزایی، طرفین دعوا می‌توانند وکیل یا وکلای مدافع خود را انتخاب و معرفی کنند و وفق ماده ۱۸۶ همین قانون متهم می‌تواند از دادگاه تقاضا کند، وکیلی برای او تعیین کند، چنانچه دادگاه تشخیص دهد متهم توانایی انتخاب وکیل را ندارد از بین وکلای حوزه قضائی و در صورت عدم امکان از نزدیک‌ترین حوزه مجاور وکیلی برای متهم تعیین خواهد نمود و در صورتی که وکیل درخواست حق‌الوکاله کند دادگاه حق‌الزحمه را متناسب با کار تعیین خواهد کرد و در هر حال حق‌الوکاله تعیینی نباید از تعرفه قانونی تجاوز کند. با این ترتیب، گرچه در مصوبه مورخ ۱۱/۷/۱۳۷۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص انتخاب وکیل توسط اصحاب دعوا از حق انتخاب وکیل توسط اصحاب دعوا گفتگو شده (علی‌الاطلاق و بدون اینکه منصرف به وصف وکیل رسمی دادگستری باشد) با لحاظ ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب فروردین‌ماه ۱۳۷۹ و قانون آیین دادرسی دادگاه‌های مزبور در امور کیفری مصوب ۲۸/۶/۱۳۷۸ و مقررات قانون نحوه و اصلاح قانون‌های وکلای دادگستری جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۶ مهرماه ۱۳۷۰ و مستفاد عرف از حکم وکیل، معلوم است که منظور از وکیل، شخصی است که در اجرای مقررات راجع به وکالت دادگستری، پروانه وکالت از کانون وکلا و یا مرجع قانونی دیگری تحصیل کرده است و الا اینکه وفق تبصره ۱ ذیل ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام در دادگاه ویژه روحانیت، اصحاب دوا از بین تعدادی از روحانیون صالح که از طرف دادگاه مزبور به‌عنوان وکیل مشخص شده‌اند انتخاب وکیل خواهند نمود همچنین به شرح تبصره ذیل ماده ۱۲ آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از خانواده، طرفین نمی‌توانند به اقربای خود تا درجه سوم نیز وکالت دهند.

شرط ضمن العقد واگذاری حق سکنی به زوجه

پرسش: آیا واگذاری حق سکنی به زوجه اگر فقط طی شروط ضمن العقد باشد قابل ترتیب اثر است یا این‌که اگر خارج از شروط ضمن العقد هم باشد دارای آثار شرعیه و قانونیه است؟

طبق اصل ۱۶۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (قاضی مکلف است حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد) و بر اساس نظر شورای نگهبان مقررات مدنی مادام که صریحاً نسخ نشود قابلیت اجراء دارد و از مدلول ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی این معنی استنباط نمی‌شود که اختیار تعیین منزل باید فقط ضمن عقد ازدواج به زوجه داده شود؛ بنابراین شوهر می‌تواند اختیار تعیین منزل را ضمن وقوع عقد ازدواج و یا بعد از وقوع آن به عیال خود بدهد.

نظریه مشورتی شماره ۲۸۸۴/۷ مورخ ۱۷/۸/۶۱ اداره کل حقوقی قوه قضائیه

 شرط ضمن عقد نکاح

پرسش: با توجه به ماده واحده راجع به رشد متعاملین آیا زنی که به سن رشد قانونی نرسیده است می‌تواند ضمن عقد نکاح شرط یا شروطی کند که در صورت تحقق آن‌ها از وکالت استفاده نماید؟

با توجه به ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی که مقرر داشته (طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با متقضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوءقصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آن‌ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات و تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه نماید.) درصورتی‌که زنی در سن قانونی ازدواج، ازدواج نماید می‌تواند از حکم ماده مرقوم استفاده کند و ماده واحده راجع به رشد متعاملین مصوب ۱۳۱۳ راجع به سن رشد متعاملین ربطی به مورد خاص این ماده ندارد.

بدیهی است همان‌طور که در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی مثال زده شده است شرطی را می‌توان ضمن عقد ازدواج و یا عقد لازم دیگر نمود که مربوط به عقد نکاح بوده یا از آثار و لوازم و لواحق آن باشد و برخلاف متقضای عقد نکاح هم نباشد.

نظریه مشورتی شماره ۱۲۸۶/۷ مورخ ۱۳/۴/۱۳۶۱ اداره کل حقوقی قوه قضائیه

 مرجع اعطای معافیت از شرط سن ازدواج

پرسش: ماده ۲۳ قانون جدید حمایت خانواده مقرر داشته که ازدواج زن قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع است مگر در مواردی که مصالحی اقتضا کند که در این صورت در مورد زنی که سن او از ۱۵ سال کمتر نباشد به پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه شهرستان ممکن است به او معافیت از شرط سن اعطاء شود… آیا مرجع اصلی تشخیص مصلحت دادستان یا دادگاه شهرستان و یا هر دو مرجع می‌باشد؟

و آیا متقاضی می‌تواند مستقیماً به دادگاه مراجعه و مصلحت انجام قضیه را عنوان و درخواست معافیت مذکور را بنماید؟

در مورد سؤال فوق اداره حقوقی بر مبنای نظر مورخ ۹/۷/۱۳۵۴ کمیسیون مشورتی حقوق مدنی چنین پاسخ داده است:

نظر به‌صراحت ماده ۲۳ قانون حمایت خانواده، اعطاء معافیت از شرط سن الزاماً با پیشنهاد دادستان صورت می‌گیرد و مراجعه مستقیم به دادگاه برخلاف قانون است، قید عبارت «در مواردی‌ که مصالحی اقتضا کند» در ماده مذکور مستلزم آن است که مرجعی نیز برای تشخیص مصلحت تعیین گردد، این مرجع به حکم همین ماده دادستان و دادگاه است؛ بنابراین هر دو مرجع درصورتی‌که تقاضا را موافق مصلحت تشخیص ندهند حق آن را خواهند داشت.

نظریه مشورتی مورخ ۹/۷/۱۳۵۴ اداره کل حقوقی قوه قضائیه

 اثر شرط افزایش اجاره‌بها در صورت عدم تخلیه ملک

پرسش: هرگاه در اجاره‌نامه‌ای تصریح شود که در صورت عدم تخلیه ملک در تاریخ انقضاء مدت اجاره مبلغ اجاره از ششصد ریال به یک هزار ریال افزایش یابد چنین شرطی چه حکمی دارد؟

در مورد پرسش بالا، اداره حقوقی در تاریخ ۶/۲/۵۱ مطابق نظریه جلسه ۲۶/۱/۱۳۵۱ کمیسیون حقوق مدنی، به شرح مندرج در ذیل جواب داده است:

شرطی که ضمن عقد اجاره شده، مبنی بر این‌که هرگاه مستأجر در رأس مدت عین مستأجره را تخلیه نکند، مکلف است مبلغ یک هزار ریال بابت اجاره‌بها بپردازد چه از لحاظ تخلیه و چه از حیث ازدیاد اجاره‌بها، با مقررات قانون مالک و مستأجر مصوب ۱۳۳۹ منافات دارد…؛ و لذا به‌موجب ماده ۲۴ قانون مزبور، قابل ترتیب اثر نخواهد بود.

نظریه مشورتی مورخ ۶/۱/۱۳۵۲ اداره کل حقوقی قوه قضائیه

اثر اسقاط حق کسب و پیشه در اجاره‌نامه

پرسش: چنانچه در اجاره‌نامه‌ای قید شود که مستأجر حق سرقفلی و حق کسب و پیشه در زمان فسخ اجاره یا تخلیه نخواهد داشت، آیا چنین شرطی معتبر خواهد بود؟

با توجه به ماده ۲۴ قانون روابط مالک و مستأجر که در ذیل درج می‌گردد:

ماده ۲۴- کلیه طرق مستقیم یا غیرمستقیمی که طرفین به‌منظور جلوگیری از اجرای مقررات این قانون اتخاذ نمایند پس از اثبات بلااثر و باطل اعلام خواهد شد.

در مورد سؤال فوق کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۱۸/۲/۱۳۴۴ چنین اظهارنظر کرده است:

درصورتی‌که در اجاره‌نامه قید شود که مستأجر حق سرقفلی و حق محل کسب و پیشه در زمان فسخ یا تخلیه نخواهد داشت با فرض بروز اختلاف ماده ۲۴ قانون روابط مالک و مستأجر شامل مورد خواهد بود و اصل حق سرقفلی و محل کسب و پیشه با چنین شرطی منتفی نمی‌شود.

از قانون مدنی

ماده ۴۷- در حبس اعم از عُمری و غیره، قبض شرط صحّت است.

ماده ۴۹- مخارج لازمه برای نگاهداری مالی که موضوع اِنتفاع است بر عهده مُنتَفِع نیست مگر اینکه خلاف آن شرط شده باشد.

ماده ۵۶- وقف واقع می‌شود به ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که صراحتاً دلالت بر معنی آن کند و قبول طبقۀ اوّل از موقوف‌علیهم یا قائم مقام قانونی آن‌ها در صورتی که محصور باشند مثل وقف بر اولاد و اگر موقوف علیهم غیر محصور یا وقف بر مَصالح عامه باشد در این صورت قبول حاکم شرط است.

ماده ۶۰- در قبض فوریت شرط نیست بلکه مادامی که واقف رجوع از وقف نکرده است هر وقت قبض بدهد وقف تمام می‌شود.

ماده ۷۵- واقف می‌تواند تولیت یعنی اداره کردن امور موقوفه را مادام‌الحیات یا در مدت معینی برای خود قرار دهد و نیز می‌تواند متولی دیگری معین کند که مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقف اداره کند. تولیت اموال موقوفه ممکن است به یک یا چند نفر دیگر غیر از خود واقف واگذار شود که هریک مستقلاً یا مُنضماً اداره کنند و همچنین واقف می‌تواند شرط کند که خود او یا مُتولّی که معین شده است نصب مُتولّی کند و یا در این موضوع هر ترتیبی را که مقتضی بداند قرار دهد.

 ماده ۷۹- واقف یا حاکم نمی‌تواند کسی را که در ضمن عقد وقف مُتولّی قرار داده شده است عزل کند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت مُتولّی ظاهر شود حاکم ضَمّ امین می‌کند.

 ماده ۸۰- اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص مُتولّی شرط کرده باشد و مُتولّی فاقد آن وصف گردد منعزل می‌شود.

ماده ۸۳- مُتولّی نمی‌تواند تولیت را به دیگری تفویض کند مگر آنکه واقف در ضمن وقف به او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط مباشرت نشده باشد می‌تواند وکیل بگیرد.

ماده ۸۵- بعد از آنکه منافع موقوفه حاصل و حِصه هریک از موقوف‌علیهم معین شد موقوف‌علیه می‌تواند حِصه خود را تصرف کند اگرچه مُتولّی اذن نداده باشد مگر اینکه واقف اِذن در تصرف را شرط کرده باشد.

 ماده ۸۷- واقف می‌تواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوف‌علیهم به تساوی تقسیم شود یا به تفاوت و یا اینکه اختیار به مُتولّی یا شخص دیگری بدهد که هر نحو مصلحت داند تقسیم کند.

ماده ۱۹۱- عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت برقصد کند.

ماده ۲۳۰- اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف متخلف مبلغی به‌عنوان خسارت تأدیه نماید حاکم نمی‌تواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه که ملزم شده است محکوم کند.

 ماده ۲۳۳- شروط مفصله ذیل باطل و موجب بُطلان عقد است:

۱٫ شرط خلاف مقتضای عقد؛

۲٫ شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عِوَضین شود.

 ماده ۲۳۴- شرط بر سه قسم است:

۱٫ شرط صفت؛

۲٫ شرط نتیجه؛

۳٫ شرط فعل اثباتاً یا نفیاً.

شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به کیفیت یا کَمَیَّت مورد معامله.

شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود.

شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

 مبحث دوم- در احکام شرط

ماده ۲۳۵- هرگاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.

ماده ۲۳۶- شرط نتیجه در صورتی‌که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل می‌شود.

ماده ۲۳۷- هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت تخلف طرف معامله می‌تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

 ماده ۲۳۸- هرگاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیر مقدور ولی انجام آن به‌وسیلۀ شخص دیگری مقدور باشد حاکم می‌تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.

ماده ۲۳۹- هرگاه اجبار مشروط‌علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۲۴۰- اگر بعد از عقد انجام شرط مُمتَنِع شود یا معلوم شود که حین‌العقد مُمتَنِع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط له باشد.

ماده ۲۴۱- ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به واسطه معامله مشغول‌الذمه می‌شود رهن یا ضامن بدهد.

ماده ۲۴۲- هرگاه در عقد شرط شده باشد که مشروط‌علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروط‌له اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مُطالبه عِوَض رهن یا اَرش عیب و اگر بعد از آنکه مال را مشروط‌له به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود دیگر اختیار فسخ ندارد.

ماده ۲۴۳- هرگاه در عقد شرط شده باشد که ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروط له حق فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۲۴۴- طرف معامله که شرط به نفع او شده می‌تواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید نشده باشد لیکن شرط نتیجه قابل اِسقاط نیست.

Additional

وزن 0.65 kg

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دعوای آثار شرط قرارداد در رویه دادگاه‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X