وقف در رویه دادگاه هاو معرفی وقف

کتاب حقوقی جدید انتشارات چراغ دانش با عنوان “دعاوی وقف در رویه دادگاه ها ” توسط گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش گردآوری تالیف و منتشر شد. یکی از مشکلات عدیده در حوزه املاک و مستغلات مسائل مرتبط با  وقف می باشد کتاب دعاوی وقف در رویه دادگاه ها قوانین و روند های حقوق در این حوزه  را تشریح می کند.

این کتاب حقوقی مشتمل بر مباحث زیر می باشد :

  • آرای اصراری
  • آرای وحدت رویه
  • نظریه های مشورتی
  • نشست های قضایی
  • قوانین و مقررات مرتبط
  • آرای دادگاه انتضامی قضات
  • آرای دادگاه بدوی و تجدید نظر
  • شرح دعوا . نمونه دادخواست

معرفی دعوای وقف

وقف در لغت یعنی ایستاده ماندن و نگاه داشتن چیزی و در اصطلاح فقهی به آن تحبیس‌المال و تسبیل المنفعه می‌گویند که به معنای حبس عین مال و تسبیل منفعت آن است.

قانون مدنی در ماده ۵۵ عنوان می‌دارد که: «وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.»

مقصود از حبس عین و تسبیل منفعت در تعاریف فوق آن است که پس از وقوع عقد وقف عین مالی که مورد وقف قرار گرفته، مطلقاً دیگر امکان هیچ نوع نقل و انتقالی نخواهد داشت و مراد از تسبیل منفعت، صرف منفعت در راه خیر است.

در قرآن کریم آیه‌ای که صراحتاً دلالت بر وقف و احکام آن نماید وجود ندارد؛ ولی می‌توان با توجه به روح برخی از آیات و همچنین از باب اولویت در آیات مربوط به احسان و انفاق و قرض‌الحسنه و تعاون و صدقه یعنی آیات ۴۶ سوره کهف، ۹۲ سوره آل عمران، ۲۰ سوره مزمل، ۷۷ سوره بقره و همچنین احادیث و سیره پیامبر و ائمه معصومین (ع) به لزوم و جواز این عمل حکم کرد.

شخصیت حقوقی وقف

به دسته‌ای از افراد که منافع و فعالیت مشترک و یا به اموالی که به هدف خاصی اختصاص داده شده‌اند و قانون آن‌ها را طرف حق می‌شناسد و برای ایشان شخصیت مستقلی قائل است، عنوان «شخص حقوقی» اطلاق می‌شود و هرچند که این شخصیت اعتباری متمایز و مستقل از شخصیت اجزا و تشکیل‌دهندگان خود است؛ ولی کلیه اعمال مادی و حقوقی و اجرایی این شخص اعتباری، توسط اجزای آن که همان اشخاص طبیعی هستند واقع می‌شود، از این رو شخص حقوقی نمی‌تواند مباشرتاً ارادۀ خود را اعمال کند ولی اجزا و مدیران آن مسئول و مباشر انجام این اراده هستند.

به همین سبب در ماده ۵۸۸ قانون تجارت می‌خوانیم که «شخص حقوقی موضوع هر حق و تکلیفی است جز آنچه که اختصاص به طبیعت انسان دارد» و یا در ماده ۵۸۹ قانون تجارت آمده که: «در تصمیمات شخص حقوقی به وسیله مقاماتی که به موجب قانون یا اساسنامه صلاحیت اتخاذ تصمیم دارند گرفته می‌شود.»

مهم‌ترین و معتبرترین مستند فقهی استقلال وقف، قاعده «الوقوف علی حسب ما یقفها اهلها» است که از قواعد مسلم در فقه شیعه شمرده می‌شود، براساس این قاعده هیچ کس حق ندارد برخلاف نظر واقف دخالتی در وقف داشته باشد، اصل استقلال وقف و موقوفه به عنوان اصل اولیه مورد پذیرش اکثر علما و فقها قرار گرفته است.

همچنین در قانون مدنی و علم حقوق، شخصیت حقوقی وقف از مسلمات شمرده شده است و تعریف وقف در ماده ۵۵ قانون مدنی مؤید همین معناست، مضافاً اینکه در مادۀ ۳ قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۳۶۳ عنوان شده که هر موقوفه دارای شخصیت حقوقی است و متولی یا سازمان، حسب مورد نمایندۀ آن می‌باشد.

براساس این تعریف هر نوع موقوفه‌ای اعم از عام یا خاص دارای شخصیت حقوقی است، پس وقف عام به عنوان شخصیتی در حقوق عمومی و وقف خاص به عنوان شخصیتی در حقوق خصوصی تلقی می‌گردد و ضمناً تمام حقوق‌دانان در این نکته اتفاق نظر دارند که قوام شخص حقوقی به اعتبار قانونی آن است؛ زیرا آغاز حیات شخص حقوقی به موجب قانون و پایان عمر آن نیز به موجب قانون است.

مع‌الوصف با توجه به اینکه مهمترین مشخصه در شخص حقوقی اهلیت تملک است، هدف اساسی در اعتبار بسیاری از اشخاص حقوقی نیز دست‌یابی به همین امکان تملیک و تملک است.

بنابراین باید گفت در دعاوی مربوط به وقف شخصیت حقوقی موقوفه باید صریحا حسب مورد به عنوان خواهان یا خوانده قید گردد چرا که شخصیت حقوقی مستقلی دارد در صورت عدم قید و عدم اشاره کامل اسم موقوفه در دادخواست موجب رد دادخواست خواهد بود.

مشاهده اطلاعات کامل کتاب

وقف (1)

­ نمونه دادخواست ابطال وقف نامه

مشخصات طرفیننامنام خانوادگینام پدرسنشغلمحل اقامت- خیابان کوچه پلاک- کدپستی
خواهان      
خوانده      
وکیل      
خواسته یا موضوعتقاضای ابطال وقف نامه به انظمام کلیه خسارات
دلایل و منضمات۱٫سند مالکیت ۲٫ وقف نامه ۳٫استعلام ثبتی ۴٫ شهادن شهود
ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی
احتراماً به استحضار می‌رساند:

به موجب سند مالکیت ………..ملک واقع در پلاک ثبتی……….از…………اصلی در ید مالکیت موکل بوده و هست. متاسفانه خوانده ردیف دوم طی  وقف نامه ای که کپی آن پیوست میباشد ملک را به اداره اوقاف وقف نموده است در حالیکه در زمان وقف مالک ملک نبوده است بلکه مالک موکل بوده و خوانده نیز از طرف موکل هیچ سمتی یا وکالتی نداشته است.

نظر به اینکه یکی از شروط صحت وقف مالکیت واقف میباشد در حالیکه در وقف نامه تنظیمی اسن شرط اساسی رعایت نشده است لذا از محضر دادگاه محترم تقاضای ابطال وقف نامه ی ارائه شده به انظمام سایر خسارات مورد استدعاست.

در ضمن به عرض می رسد که مال موضوع تا به امروز در ید و تصرف موکل بوده و هیچ وقت به قبض موقوفُ علیهم داده نشده است.

 

 

محل امضاء مهر اثر انگشت 

اجازه فروش ملک مشاع

شماره رأی: ۸۵۱

تاریخ رأی: ۲۴/۴/۱۳۳۶

رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان‌عالی کشور

در صورتی که در وصیت‌نامه از جمله مصارف ثلث اعزام اشخاص برای زیارت عتبات مقدسه و تعزیه‌داری ایام عاشورا در هر سال پیش‌بینی گردد، منظور موصی تعیین ثلث دائم و باقی برای امور مزبور و انجام آن در هر سال از عوائد ثلث می‌باشد و تعیین ثلث از طرف موصی برحسب وصیت در حکم تعیین مورد ثلث از ناحیه شخص موصی است و همان‌طور که فروش مال وقف جز در مورد ماده ۸۸ قانون مدنی جائز نیست فروش مورد ثلث دائم هم اعم از اینکه موصی یا وصی معین نموده باشند در غیر فرض مذکور در آن ماده ممنوع است و اگر خرابی رقبات مورد ثلث یا در معرض خرابی بودن آن عنوان و ادعا نگردد اساساً فروش آن مجوز قانونی ندارد و اختیار داشتن وصی در نحوه خرج هم اجازه فروش مورد ثلث تلقی نمی‌شود.

اثبات وقف

لازمه اثبات وقفیت اثبات وقوع عقد به نحو صحت و حصول قبض می‌باشد و به‌صراحت ماده ۱۳۰۶ قانون مدنی نیز عقد وقف صرفاً به‌وسیله شهادت شهود قابل اثبات نیست.

شماره رأی: ۳۹۲۵

تاریخ رأی: ۲۵/۱/۱۳۳۷

در مواردی مشابه از شعب چهارم و پنجم دیوان‌عالی کشور احکامی به شرح ذیل صادر گردیده است:

الف) به شرح پرونده فرجامی به کلاسه ۲۲-۲۰۰۲ راجع به دعوی اداره اوقاف آذربایجان بر شخصی به خواسته خلع ید از دو قطعه زمین مزروعی واقع در قریه کهنه شهر از محال شاهپور شعبه پنجم دیوان‌عالی کشور بر اثر فرجام‌خواهی اداره اوقاف سابق البیان به شرح حکم شماره ۲۹۳۷-۲۸/۱۲/۱۳۳۳ حکم فرجام‌خواسته صادر از شعبه اول دادگاه استان ۳ و ۴ را به این استدلال:

استناد اداره اوقاف آذربایجان به اطلاعات اهالی محل برای اثبات عمل به وقف بوده نه اثبات دعوی وقف؛ بنابراین، تحقیق از اهالی محل در جریان دعوی ممکن التأثیر بوده و مورد توجه دادگاه قرار نگرفته، از این رو رسیدگی ناقص و حکم فرجام‌خواسته مخدوش است، شکسته است.