چنانچه زوج مجنون بوده و زوجه قیم وی باشد زوجه برای درخواست طلاق قبلاً باید از سمت قیمومت استعفا دهد و سپس تقاضای فسخ نکاح بنماید.

پرسش: زوجه قیم شوهر محجور (مجنون) خود بوده و پس از مدتی به لحاظ عسر و حرج تقاضای طلاق کرده است. آیا درخواست طلاق از زوجه به لحاظ فوق مسموع است یا خیر و آیا زوجه می‌تواند به قیمومت زوج تقاضای طلاق مطرح نماید یا خیر؟

چنانچه زوجه در زمان وقوع عقد نکاح عالم به جنون زوج نبوده باشد مستنداً به ماده 1121 از قانون مدنی برای زوجه حق فسخ نکاح ایجاد می‌گردد. لذا مورد از مصادیق صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج نیست و طرح دعوی به کیفیت مطروحه قابلیت پذیرش ندارد. بلکه زوجه باید به استناد ماده مذکور تقاضای فسخ عقد نکاح را بنماید و این موضوع مستلزم آن است که قیم (زوجه) از سمت قیمومت زوج محجور استعفاء تا قیم دیگری برای محجور تعیین شود و در این صورت علیه زوج به قیمومت قیم تعیین شده دادخواست فسخ عقد نکاح را به دادگاه تقدیم دارد.

نظریه مشورتی شماره 8296/7 مورخ 10/10/1381 اداره کل حقوقی قوه قضائیه

افسردگی زن از موارد فسخ نکاح نیست

افسردگی زن از موارد فسخ نکاح نیست مگر در شرایطی که شرط سلامت زن در عقد نکاح ذکر شده باشد که تشخیص آن به عهده پزشک متخصص است.

پرسش: در صورتی که زن حالت افسردگی شدید داشته باشد آیا شوهر می‌تواند به استناد افسردگی مذکور درخواست فسخ نکاح را صادر سازد؟

ماده 1123 قانون مدنی موارد عیوب زن را که موجب فسخ نکاح برای مرد می‌شود، ذکر نموده است افسردگی زن جزء موارد مذکور نیست. در مورد ماده 1128 این قانون چنانچه شرط سلامت زن در عقد ذکر شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد افسردگی به ترتیبی که در استعلام ذکر شده ممکن است از موارد فسخ نکاح باشد (تشخیص این امر با جلب نظر پزشک متخصص بر عهده دادگاه است) در این صورت با توجه به ماده 1082 قانون مدنی فسخ نکاح بعد از عروسی موجب از بین رفتن مهریه نخواهد بود.

نظریه مشورتی شماره 2448/7 مورخ 11/4/1384 اداره کل حقوقی قوه قضائیه

 

پرسش و پاسخ های دعاوی خانواده جلد سوم

%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-3

 

عدم استفاده از خیار فسخ نکاح و اسقاط آن

پرسش: در یک مورد زوج به علت جنون زوجه تقاضای فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوی در دادگاه با هم توافق نموده و در حال حاضر با هم زندگی می‌نمایند، آیا زوج می‌تواند کماکان از خیار فسخ مذکور استفاده نماید؟

مطابق ماده 1131 قانون مدنی (خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد پس از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود…) و چون حسب مدلول استعلام زوج به علت جنون زوجه بدواً تقاضای فسخ نکاح را نموده و پس از طرح دعوی در دادگاه با یکدیگر صلح و سازش کرده‌اند و اکنون نیز با هم زندگی می‌نمایند؛ لذا تقاضای بعدی فسخ نکاح زوج با فوریت خیار فسخ نکاح مغایرت دارد و این موضوع در صورتی صحیح است که سازش طرفین متضمن انصراف از دعوای فسخ باشد؛ ولی اگر سازش طرفین متضمن انصراف از فسخ نکاح نباشد و رسیدگی به دعوی فسخ پیگیری شده باشد رسیدگی به آن لازم است

نظریه مشورتی شماره 7939/7 مورخ 22/10/1383 اداره کل حقوقی قوه قضائیه

 

وجود حق فسخ در صورت تدلیس در نکاح

وجود حق فسخ در صورت تدلیس در معاملات شامل عقد نکاح نیز می‌شود و فسخ نکاح جز در مورد عنن موجب سقوط مهر است در مورد عنن چه قبل از نزدیکی چه بعد از آن نصف مهر به زن تعلق می‌گیرد و در سایر موارد قبل از نزدیکی نصف به زن تعلق می‌گیرد.

پرسش: 1. آیا وجود حق فسخ در معاملات شامل حق فسخ در عقد نکاح می‌شود؟

  1. آیا فسخ نکاح موجب سقوط مهر می‌شود؟

1.با توجه به ماده 1128 قانون مدنی که مقرر داشته: «هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد» در صورتی که در عقد نکاح صفتی در یکی از زوجین شرط شود و یا عقد مبتنی بر وجود صفتی در یکی از زوجین منعقد شده باشد و پس از عقد معلوم شود که فاقد آن صفت بوده، طرف دیگر می‌تواند به اعتبار خیار تخلف وصف عقد نکاح را فسخ نماید؛ اما با عنایت به ماده 438 قانون مدنی که تصریح نموده: «تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.» اگرچه این ماده ناظر به عقد بیع است اما از ملاک آن می‌توان استنباط نمود که تدلیس در مورد نکاح عبارت است از عملیاتی نسبت به زن یا مرد که موجب فریب طرف دیگر در ازدواج با او گردد؛ بنابراین، چون تحقق تدلیس در ازدواج مستلزم آن است که پنهان داشتن صفت یا توصیف کردن به صفتی که شخص فاقد آن است با قصد فریب انجام شده باشد، تشخیص آن قضائی و در صلاحیت مرجع رسیدگی‌کننده است. به‌علاوه، فرقی بین ازدواج موقت و دائم وجود ندارد.

2.با توجه به ماده 1101 قانون مدنی که مقرر داشته: «هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است» برحسب اینکه فسخ قبل از نزدیکی انجام شود یا بعد از آن، استحقاق زن در مطالبه مهر یکسان نیست و بر اساس ماده مذکور در هر مورد باید اقدام نمود؛ اما در مورد نفقه چون تا زمانی که نکاح فسخ نشده، تکالیف قانونی زوجین وجود دارد و در ماده 1106 قانون مدنی آمده است: «در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است» تا زمان فسخ، زوجه حق مطالبه نفقه را دارد.