پرسش: 1. آیا اعسار از محکوم‌به و هزینه دادرسی، مالی است یا غیرمالی؟

  1. آیا محکوم‌علیه قبل از زندانی شدن می‌تواند درخواست اعسار تقدیم نماید؟
  2. آیا با توجه به ماده 2 و 3 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، تقدیم دادخواست اعسار به‌صورت تقابل یا در دعاوی خانوادگی جهت رسیدگی توأم با مطالبه مهر یا نفقه، وجاهت قانونی دارد؟
  3. آیا رسیدگی به تقاضای اعسار قبل انقضای مواعد (موضوع ماده 302 قانون مجازات اسلامی)، وجاهت شرعی و قانونی دارد؟

توضیح:

پرسش‌های مطروحه که بیشتر از حیث آیین دادرسی مدنی و قواعد شکلی اهمیت دارد و مبتلا‌به نیز می‌باشد، با در نظر گرفتن باب هشتم قانون آیین دادرسی مدنی، قانون اعسار مصوّب 1313 و قانون نحوه محکومیت‌های مالی، مورد بحث و تبادل‌نظر قرار گرفت و موضوع نسخ یا عدم نسخ مجازات‌های تعیین شده در قانون اعسار نیز مطرح شد و در عین حال مقرر شد سؤال‌ها از اداره حقوقی نیز استعلام شود که با توجه به نظریه شماره 715101- 14/8/73 آن مرجع، حاصل بحث و گفتگو به شرح زیر ارائه می‌شود.

 

 

پرسش و پاسخ های دعاوی طاری

%d8%b7%d8%a7%d8%b1%db%8c

نظر اکثریت

  1. دعوای اعسار از محکوم‌به و هزینه دادرسی مالی است.
  2. محکوم‌علیه قبل از بازداشت می‌تواند دادخواست اعسار تقدیم کند.
  3. طرف دعوا به‌صورت متقابل نمی‌تواند دادخواست بدهد.
  4. تقاضای اعسار قبل از انقضای مواعد مرقوم قابل رسیدگی است.

نظر اقلیت

نظرها به ترتیب طرح سؤال‌ها عنوان می‌شود:

  1. دعوای اعسار غیرمالی است.
  2. مدّعی اعسار از بازداشت نمی‌تواند دادخواست بدهد.
  3. اعتقاد به ممنوعیت قانونی، نظر اکثریت می‌باشد. به این شرح اکثریت نظرشان بر این است که پس از محکومیت و قبل از زندانی شدن، امکان تقدیم دادخواست است که تعدادی نیز زندانی بودن را با توجه به مواد 2 و 3 لازم می‌داند و اقلیت، مواد 2 و 3 را مانعی بر طرح دعوا نمی‌دانند.

نظر کمیسیون نشست قضائی (4)

  1. این دعاوی از نوع دعاوی مالی است.
  2. هرگاه محکومیت مالی به‌صورت حکم قطعی باشد و درخواست اجرای آن شده باشد، تسلیم دادخواست اعسار، بلااشکال است.
  3. درخواست اعسار به‌عنوان دعوای تقابل در محکومیت‌های مالی موضوعیت ندارد؛ زیرا دعوای تقابل در قبال دعوای اصلی است و در محکومیت‌های مالی، تسلیم دادخواست اعسار، متعاقب محکومیت قطعی پذیرفته است و جایگاهی در محل دعوای تقابل که اقتران زمانی در رسیدگی با دعوای اصلی دارد، نمی‌یابد و نمی‌توان با دعاوی مطالبه نفقه و مهر، هم‌زمان با آن رسیدگی کرد.
  4. مواعد موضوع ماده 302 قانون مجازات، تأدیه محکومیت دیات را مؤجل می‌کند؛ بنابراین، مادام که مواعد سپری و پرداخت دیه حال نشود و قدرت اجرایی نیاید، پذیرش دعوای اعسار ممکن نیست؛ زیرا مواعد معین، فرصتی است که شارع برای محکوم‌علیه، مطمع نظر داشته‌اند.

.[1] نشست قضائی دادگستری استان اصفهان، آذر 1379.